گفت‌وگو با کارگردان «پایان‌نامه»؛ جنجالی‌ترین پروژه سینمایی ایران


جشنواره فیلم فجر با تمام عرض و طولش و پس از گذشت نزدیک به سه دهه از عمرش که همه به پای قدمت و سابقه و پختگی اش می‌گذارند، نشان داد تا پختگی واقعی راه زیادی دارد. وقتی فیلم«پایان نامه» حامد کلاهداری به عنوان اثری با درونمایه اتفاقات بعد از انتخابات و از معدود فیلم‌های سیاسی مرتبط با مسائل روز به تولید و اکران رسید میزبان مخاطبان خود در سالن برج میلاد شد، انتظار هر چیزی می‌رفت جز نمایش وسیع ناپختگی مخاطبان در جشنواره فیلم فجر با پسوند بین‌المللی! صدای سوت‌های ممتد، کف‌زدن‌ها و متلک پرانی‌ها از سوی افرادی که هنوز به گفت‌وگو در کنار تمام شعارهایی که می‌دهند، کوچکترین اعتقادی ندارند، نشان از نیمه تاریک سینمای ما می‌داد، سینمایی که همه افراد آن خود را روشنفکر می‌دانند اما در برابر نظر مخالف عقیده خود با کف و سوت و متلک در مقام پاسخ برمی آیند!
این فیلم پرسرو‌صدا به روزهای اکران خویش نزدیک می‌شود و طبق برنامه اعلام شده قرار است به عنوان دور دوم اکران نوروزی به‌روی پرده برود. با توجه به اینکه هیچکس بهتر از کارگردان جوان این فیلم نمی‌تواند پاسخگوی سؤالات بی‌شماری باشد که در ذهن سینماگران و سینمادوستان وجود دارد، در یک بعد از ظهر بهاری در آخرین روزهای اسفند به نزد او رفتیم و از آغاز تا فرجام«پایان نامه» با حامد کلاهداری دوره کردیم.


از اولین روزی که استارت ساخت پایان‌نامه زده شد حاشیه‌ها و جنجال‌های زیادی برای این فیلم درست شد. یک زمان گفتند«لیلا اوتادی» نقش«ندا آقا سلطان» را بازی می‌کند و بعد به طرز عجیبی اوتادی از این پروژه کنار کشید، در ادامه امیر آقایی نامه‌ای نوشت و از بازی در فیلم به خاطر تغییرات فیلمنامه‌ای انصراف داد، در نهایت هم اتفاقاتی بود که در جشنواره فیلم فجررخ داد. تحلیل شما از این اتفاقات چیست. آیا واقعاً فیلمنامه نسبت به نسخه اولیه تغییراتی در هنگام فیلمبرداری داشته یا نه. دلیل این همه مخالفت با این فیلم چه بود؟

به نظرم دلیل اصلی مخالفت با ساخت«پایان نامه» را باید در بدنه سینما جست‌وجو کرد، چون اگر حتی کارگردان این فیلم کسی غیر از من هم بود نمی‌خواستند و نمی‌گذاشتند که یک فیلم سیاسی با چنین رویکردی و با چنین موضوعی ساخته شود. مطمئناً اگر موضوع فیلم وابسته به تفکر آنها بود، علیه‌اش موضع نمی‌گرفتند.این یک واقعیت است، فیلم ما یک فیلم سیاسی بود و کسانی به آن حمله کردند که متصور بودند این فیلم در حمایت از تفکر جناح خاصی ساخته شده و جناح دیگر را می‌کوبد. آن گروهی که فکر می‌کردند کوبیده می‌شوند شروع کردند به حاشیه‌سازی و دروغ پراکنی. البته همه ما می‌دانیم اینها چه کسانی هستند. تمام تلاششان را کردند که این فیلم ساخته نشود. مثلاً بازیگری که با ما قرارداد می‌بست بلافاصله می‌رفتند سراغش که «چرا داری تو این فیلم بازی می‌کنی. تو می‌دانی که این فیلم قراره از کی حمایت بکنه، می‌دانی این فیلم قراره چی رو بکوبه؟» و با این حرف‌ها عوامل ما را می‌ترساندند. البته این اتفاقات باید می‌افتاد.چون پایان‌نامه شروع ژانر سیاسی در سینمای ایران بود ولی فکر نمی‌کردم تا این حد فضا ناجوانمردانه و بی‌رحم باشد.

حرف شما درست است ولی درهمین جشنواره فیلم‌های سیاسی دیگری هم بود چرا با این فیلم‌ها چنین برخوردی نشد؟

دلیلش کاملاً روشن است. متأسفانه بدنه سینما در اختیار اپوزیسیون مخالف نظام است. نگاه کنید فیلم‌های سیاسی که شما می‌گویید از چه جریانی حمایت می‌کرد. 90درصد سینما به پایان نامه و فیلم‌هایی نظیر آن موضع دارند. الان فیلمی در حال ساخت است که کار ابوالقاسم طالبی است. شما ببینید با این فیلم چه‌ها بکنند. شما نمی‌دانید من با چه سختی‌ها و ترفند‌هایی توانستم این فیلم را به پایان برسانم. در طول ساخت«پایان نامه» به اندازه 20 فیلم سینمایی مدیریت یاد گرفتم. متأسفانه غالب سینمای ما مخالف ساخت چنین آثاری است.

این غالب سینما که می‌گویید یعنی چه کسانی؟ معاونت سینمایی و شورای نظارت و ارزشیابی که کاملاً از فیلم شما حمایت کردند.

تمام سینما علیه این فیلم بود. بخشی از اهالی سینما و بخشی هم از بیرون سینما که در حوزه سیاست بودند مخالف و مخربان این ماجرا بودند. کاملاً برنامه‌ریزی شده حرکت می‌کردند. آن اتفاقی که در برج میلاد افتاد از مدت‌ها قبل سازماندهی شده بود.

به عنوان یک فیلمساز نظر و دیدگاهتان به اتفاقات و حوادثی که بعد از انتخابات در کشور افتاد چیست، چون در فیلم جاهایی احساس می‌شود که یکی به نعل می‌زدید یکی به میخ.

فیلم سیاسی در هر صورت موضع، دیدگاه و مانیفست مشخصی دارد. اگر نداشته باشد که فیلم بی‌خاصیتی است. ولی واقعاً نگاه من در این فیلم کوبیدن الکی یک جناح خاص نبود. اتفاقاً همین است که ناراحتم می‌کند وقتی هو می‌شنوم و ناجوانمردانه به فیلمم می‌تازند. به زعم من چیزی که حامد کلاهداری به عنوان جوانی که در این کشور زندگی کرده و بزرگ شده و تمام جریانات سیاسی را هم در حد خودش رصد کرده می‌خواست بگوید این بود آدم‌هایی که در خیابان هستند، شعار می‌دهند و اعتراض می‌کنند، چیز مهمی را نمی‌بینند که آن هم خاک و ریشه وطن است.آدم‌هایی هستند که نه چپند و نه راست و از ریشه با ما مشکل دارند. باید آنها را بشناسیم. ما داریم سر فرش دعوا می‌کنیم در حالی که خیلی‌ها فرش را از زیر پایمان دارند می‌کشند.آن چیزی که می‌خواستم بگویم این بود: توجه به جریانات و آدم‌هایی که تمام هدفشان سرنگونی ایران و ایرانی است.

سالن برج میلاد در ایام جشنواره فقط برای سه فیلم مملو از تماشاگر شد:«جدایی نادر از سیمین»،«گزارش یک جشن» و «پایان نامه».ولی اتفاقی که در زمان نمایش فیلم شما افتاد حرف و حدیث‌های زیادی را به وجود آورد. فکر می‌کنید چرا در سالن برج میلاد چنین برخورد‌هایی با فیلم و خود شما صورت گرفت و دیگر اینکه تحلیل شما از این اتفاقات چه بود، چون هنوز تیتراژ فیلم بالا نیامده، کف و سوت‌ها شروع شد؟

تمام کسانی که مخالف معاونت سینمایی فعلی هستند و مشکل سیاسی با تیم جدید دارند مثل دوستانی که الان در خانه سینما هستند و هنوز کاری شروع نشده آن را محکوم می‌کنند برای فیلم من هم چنین موضعی داشتند.هنوز فیلم شروع نشده سوت و کف شروع می‌شود.خیلی جاها فحش‌هایی را که می‌خواستند به کسی دیگر بدهند و جرأتش را نداشتند در تاریکی سالن سر فیلم من خالی کردند.«پایان نامه» را دستمایه قرار دادند تا جریان مخالف را بکوبند. اینها واقعاً اگر انسان‌های دموکرات و آزاد اندیشی هستند و شجاعت دارند باید می‌گذاشتند فیلم دیده می‌شد بعد آن را کاملاً نقد می‌کردند. علامت سؤالی که اینجا پیش می‌آید این است که اگر فیلم، فیلم بی‌ارزشی بوده چرا تماشاگرها تا پلان آخر فیلم را می‌بینند، مثل خیلی از فیلم‌های جشنواره اگر فیلم را دوست نداشتند می‌توانستند سالن را ترک کنند.مثل فیلم«فرزند صبح».

چرا سر فیلم‌هایی که 50 نفر هم در سالن نبود کسی اعتراض نکرد.آن روز من از یک چیز خیلی افسوس خوردم و برایم عجیب بود. آرزو می‌کردم کاش این اتفاق در سینمای مردمی می‌افتاد نه در سالنی که همه ادعا دارند اهل قلم و سینما هستند و بخواهند از خودشان صدای حیوانات در بیاورند. من سینماگری را دیدم که همین چند سال پیش فیلمی را ساخته بود. مردم برای فیلمش صندلی‌های سینما را شکستند و می‌خواستند پول بلیتشان راپس بگیرند. آن وقت این فیلمساز از تیتراژ اول پایان نامه کف و سوت می‌زند. کسی که خودش را سینماگر می‌داند.

ولی خوشبختانه در سینمای مردمی همه از فیلم استقبال کردند. این اتفاق فقط در سینمای مطبوعات و سینماگران بود. وقتی پلانی که خودم در آن بازی می‌کنم روی پرده آمد، شروع کردند به فحاشی. شما که ادعای دموکراسی دارید.مگر من جنایت کردم.حتی اگر فیلمی ضد تفکرات آنها ساخته باشم باید نقد می‌کردند.مگر خود اینها کم فیلم علیه جریان مخالفشان ساختند.

به جرأت می‌گویم «پایان نامه» از خیلی از فیلم‌های کارگردانان نامی و با سابقه‌ای که در این جشنواره حضور داشتند بهتر و خوش ساخت‌تر بود.این را هم باید در نظر داشت که این فیلم دومین تجربه کارگردانی من در سینماست.

در کنفرانس مطبوعاتی گفتید به تک‌تک صحنه‌های فیلم اعتقاد دارید امروز هم چنین اعتقادی دارید یا فکر می‌کنید بهتر بود این فیلم را هرگز نمی‌ساختید؟

به لحاظ عقیدتی به تک تک پلان‌ها اعتقاد دارم و پای حرف‌های فیلم می‌ایستم و اگر معتقد نبودم نمی‌ساختم. حتی اگر این جمله 10 سال خانه‌نشینم کند می‌گویم«پایان نامه را با اعتقاد قلبی ساختم». شاید اگر دوباره فیلم را می‌ساختم در بعضی از صحنه‌ها تغییراتی را به لحاظ کارگردانی ایجاد می‌کردم ولی به لحاظ فیلمنامه‌ای و مضمونی هرگز. این فیلم بیش از 2هزار‌پلان دارد. این کار کمی نیست.می‌خواستم بپرسم آیا واقعاً فیلم من از فیلم پرنسیب فیلم بدتری بود؟ چرا کسی به فیلمسازش نگفت، چرا این فیلم را ساختی؟ آیا «پایان‌نامه» از فرزند صبح فیلم بدتری بود؟ آیا گزارش یک جشن، فیلم با ارزشی بود؟

البته خیلی از فیلم‌ها را دوست داشتم.«جدایی نادر از سیمین» واقعاً فیلم فوق‌العاده‌ای بود. خیلی‌ها می‌گویند چرا من باید فیلم بسازم. فکر می‌کنند یک شبه ره صد ساله رفتم. حتی اگر هم رفته باشم ایرادی ندارد. ولی 17سال است فیلم کوتاه می‌سازم. با پولی که از بازیگری می‌گرفتم فیلم‌های کوتاه می‌ساختم. من یک فیلم سیاسی ساختم ولی آدم سیاسی نیستم. شاید مایل به تفکر جناحی خاصی باشم، مثل همه. ولی مگر این گناه است. در فیلم می‌توانستم ناجوانمردانه به گروهی بتازم مثل خود آنها. ولی هیچ وقت چنین کاری نکردم.ساخت این فیلم شاید از یک نظر برای من بد بود ولی خیلی چیز‌ها را هم برایم روشن کرد و ماهیت خیلی‌ها برایم آشکار شد.

منتقدان فیلم معتقدند حامد کلاهداری برای چنین پروژه‌ای کم تجربه بود و باید فیلمساز باسابقه تری سراغ این موضوع می‌رفت. این انتقاد را قبول دارید؟

نه، به هیچ وجه. شاید هر فیلمساز دیگری بود اصلاً نمی‌توانست این فیلم را تولید کند. این را هم باید بگویم که فیلمسازان نامی به خاطر منافع سیاسی هیچ وقت جرأت نمی‌کردند این فیلم را بسازند.

فیلم جزو گزینه‌های اکران دوم نوروز است، فکر می‌کنید واکنش مخاطب سینما به این فیلم چگونه خواهد بود؟

با همه کارشکنی‌هایی که علیه این فیلم صورت گرفته و هنوز هم ادامه دارد معتقدم این فیلم در اکران عمومی حتماً گلیم خودش را از آب بیرون خواهد کشید. با اینکه خیلی‌ها نمی‌خواهند چنین اتفاقی بیفتد، ولی شاید همین هجمه‌ها برای فیلم تبلیغ باشد.به هر حال موضوع فیلم و ساختار فیلم جذابیت‌های زیادی برای مخاطبان سینما دارد. اگر با «پایان نامه» مثل خیلی دیگر از فیلم‌ها برخورد می‌شد این فیلم به فروش بالایی دست پیدا می‌کرد و تماشاگر از سالن سینما راضی بیرون می‌آمد. تا قبل از جشنواره فیلم فجر فکر می‌کردم تبلیغات منفی به نفع فیلم است ولی الان با فضایی که پیش آمده این اعتقاد را ندارم. گرچه سایت‌ها و فضای اینترنت این فیلم را بسیار تخریب کردند ولی شاید همه اینها عاملی شود که خیلی‌ها بروند و این فیلم را ببینند.

یکی از صحبت‌هایی که در مورد شما زیاد زده می‌شود این است که با آقای سجادپور ارتباط فامیلی دارید و با حمایت ایشان توانستید وارد فضای سینما شوید. نظرتان راجع به این صحبت‌ها چیست؟

دروغ محض است. این هم یکی دیگر از تخریب‌هایی است که علیه من و فیلمم به وجود آوردند.آقای سجادپور قبل از اینکه در تیم معاونت سینمایی باشد، تهیه‌کننده شکلات داغ بود.مگر این کار ایراد دارد. ایشان هم مثل خیلی‌های دیگر تهیه‌کننده است.اگر این طور باشد می‌شود گفت چرا فلان تهیه‌کننده پشت فلان فیلم است.طبیعی است هر فیلمی به یک تهیه‌کننده احتیاج دارد و هر تهیه‌کننده‌ای هم دوست دارد آن فیلمی را که مورد قبول و پسندش است تولید کند.


مجمع روحانيون با تمام توان تا آخرين لحظه از فتنه حمايت كرد

مجمع روحانيون با تمام توان تا آخرين لحظه از فتنه حمايت كرد
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تأكيد كرد كه مجمع روحانيون تا آخرين لحظه با هر چه كه در توان داشت از جريان حمايت كرده و به فتنه كمك كرد.
حجت الاسلام حسين ابراهيمي نماينده مردم بيرجند در مجلس و عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس با اشاره به عملكرد مجمع روحانيون در جريان فتنه 88 گفت: عملكرد مجمع روحانيون مثبت نيست يعني آنها پس از انتخابات مردم را به آشوب‌هاي خياباني دعوت كردند در عين حال ظاهراً بعدها اظهار پشيماني هم كردند ولي اينكه جلوي حضور افراد در آشوب‌ها را بگيرند از سوي آنها ديده نشد.

وي افزود: مجمع روحانيون علاوه بر اينكه عمال فتنه‌گران را محكوم نكرد بلكه تك‌تك اعضاي اين مجمع هم هر جا كه سخنراني كردند حمايت خود را از جريان فتنه اعلام مي‌كردند.

عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تصريح كرد: عملكرد مجمع روحانيون در فتنه سال 88 به هيچ‌وجه مثبت نيست بلكه امروز مي‌توان گفت عملكرد آنها كاملاً منفي هم بوده است.


ابراهيمي همچنين تأكيد كرد: ما معتقديم كه مجمع روحانيون تا آخرين لحظه هر چه كه در توان داشت از جريان فتنه حمايت كرده و به فتنه كمك كرده است

چرا بي‌بي‌سي فارسي "زهرا كاظمي " را سانسور كرد؟

چرا بي‌بي‌سي فارسي "زهرا كاظمي " را سانسور كرد؟

بي‌بي‌سي فارسي (رسانه رژيم سلطنتي انگليس) كه ادعا مي‌كند حامي مردم ايران است از پوشش اخبار مربوط به ضرب‌وشتم دانشجوي ايراني در انگليس عاجز مانده است.

"جستجوي شما نتيجه‌اي نداشت "، اين جمله‌، جمله‌اي است كه پس از جستجوي نام "زهرا كاظمي " در سايت بي‌بي‌سي فارسي با آن مواجه مي‌شويم.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، "زهرا كاظمي صالح "، دانشجوي ايراني شاغل به تحصيل در لندن است كه طي هفته گذشته مورد ضرب و شتم چهار دختر جوان انگليسي قرار گرفت.

زهرا كاظمي عضو انجمن اسلامي دانشجويان در حالي كه مسير روزانه خود از محل تحصيل به منزلش در انگليس را طي مي‌كرد، مورد حمله چهار دختر جوان انگليسي براي برداشتن حجاب از سرش قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

ضاربين وقتي با مقاومت اين دانشجوي محجبه ايراني در حفظ حجابش مواجه شدند، در انظار عمومي و در خياباني اصلي شهر لندن، اقدام به ضرب و شتم وي كرده و پس از وارد آوردن جراحات شديد به اين دانشجوي ايراني، صحنه را ترك كردند.

سوال اينجاست كه چرا سايت بي‌بي‌سي فارسي كه خود را حامي مردم ايران مي‌داند در مقابل اين اقدام وحشيانه سكوت اختيار كرده؟
چرا در قسمت "بخش ويژه "، "نوبت شما " و يا چرا در بخش‌هاي مختلف گزارش‌هاي تلويزيوني اين سايت چون "كليك "، "پرگار "، "امروزي‌ها "، "به عبارت ديگر " و ... به اين موضوع اشاره‌اي نشده و نمي‌شود؟!

چرا در صفحه نوبت شماي رسانه دولتي كشور انگليس سوالي تحت عنوان " ضرب و شتم دانشجوي ايراني در انگليس و مخالفت‌ با آزادي عقيده؛‌ نظر شما " قرار نمي‌گيرد؟

رسانه‌اي كه در اتفاقات مختلف سعي مي‌كند خود را "بي‌طرف " جلوه دهد و با مخلوط كردن اخبار درست و نادرست به اهداف سياسي خود دست يابد، چرا بايد درباره اتفاقاتي كه به قول معروف "بيخ گوش " آنها رخ مي‌دهد سكوت اختيار كند؟ خبرنگاران آزاد! و بي‌طرف بي‌بي‌سي فارسي كجا هستند تا از اين موضوع گزارش تهيه كنند؟ سايت بي‌بي‌سي فارسي كه در دوران پس از انتخابات با دامن زدن به اغتشاشات و ناامني‌ها در كشورمان خود را حامي مردم معرفي مي‌كرد، چگونه اين بار در حمايت از دانشجوي غريب ايراني عاجز مانده است؟

به نظر مي‌رسد ادعاي آزادي بيان و انديشه انگليس در برخورد با اين دانشجوي ايراني و ادعاي آزادي بيان و انديشه رسانه انگليس در پوشش اين خبر رنگ باخته است؛ البته پاسخ اين همه سوال بسيار واضح و روشن است، رسانه‌اي كه بودجه خود را از كشور انگليس تامين مي‌كند و خبرنگاري كه حقوق خود را ماه به ماه از اين كشور دريافت مي‌كند چگونه مي‌تواند از حقوق دانشجوي دختر ايراني كه در مقابل چشمان نيروهاي امنيتي انگليس كتك خورد را مطالبه كند؟ برخورد وحشيانه‌اي كه در هيچ هنجار،‌ دين، مذهب و آئيني نمي‌گنجد.

حسن مسلمي نائيني مدير كل بورس و امور دانشجويان خارج وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري در اين باره با بيان اينكه موضوع تعرض به حريم خصوصي دانشجوي ايراني در انگليس از سوي هر انسان آزادي‌خواهي محكوم است، مي‌گويد: علي‌رغم اينكه خانواده‌هاي مسلمان زيادي در كشور انگليس زندگي و با رعايت كامل حجاب اسلامي در اين كشور رفت‌و‌آمد مي‌كنند جاي سؤال است كه چرا با يك دانشجوي ايراني اين‌چنين برخورد ناشايستي صورت گرفته است.

مدير كل بورس و امور دانشجويان خارج همچنين مي‌افزايد: مسئولان و دولتمردان كشور انگليس بايد نسبت به اين حركت ناشايست و ظالمانه برخورد جدي صورت دهند و متعارضين مورد بازخواست و محاكمه قرار بگيرند.


محكوميت‌هكر شبكه NBCآمريكا به 24ماه زندان

محكوميت‌هكر شبكه NBCآمريكا به 24ماه زندان

يك هكر كه حدود 100 هزار رايانه در سراسر جهان را آلوده كرده بود به تحمل 24 ماه حبس محكوم شد.

به گزارش فارس به نقل از رويترز، جرم اصلي اين هكر نگارش يك ويروس خطرناك است كه حدود 100 هزار رايانه را در سراسر جهان آلوده كرد. اكثر اين رايانه ها در شبكه هاي بزرگ و مهم راديو و تلويزيوني به كار گرفته شده بودند و اين مساله مشكلاتي را براي اين شبكه ها و به خصوص شبكه ان بي سي امريكا به وجود آورده بود.
وي بعد از آنكه اين رسانه ها به همين علت گزارش هاي خبري تهيه كرده و به وي حمله كرده بودند، مجدداً ويروس ياد شده را وارد شبكه هاي رايانه اي رسانه هاي ياد شده كرد و مشكلات تازه اي را به وجود آورد.
بروس ريسلي 48 ساله كه اهل شهر كانزاس است از شش ماه پيش تحت تعقيب قرار گرفته است. شش ماه از محكوميت وي مربوط به برنامه رايانه اي است كه توسط او براي حمله به رايانه ها و سايت اينترنتي طراحي شده بود.
نكته جالب در مورد اين هكر همكاري داوطلبانه وي با نيروهاي وزارت دادگستري آمريكا و يك برنامه تلويزيوني است. به نظر مي رسد درگيري كاري وي با يكي از تهيه كنندگان شبكه ان بي سي در تصميم وي براي طراحي ويروس رايانه اي بي تاثير نبوده است.
وي در كنار طراحي ويروس حملات موسوم به denial of service را نيز بر ضد تعدادي سايت انجام داده است.


روحانی نماهای مجمع روحانیون مبارز شایستگی پوشیدن لباس روحانیت را ندارند

 

اعضای فراکسیون روحانیون مجلس با اشاره به تداوم ساختار شکنی‌ها، بیانه‌های بحران‌زای ‌گاه و بی‌گاه و عدم مرزبندی اعضای مجمع روحانیون مبارز با سران فتنه لغو مجوز فعالیتشان را از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب و رسیدگی به جرایم و تلفاتشان را از قوه قضائیه مطالبه کردند.

به گزارش شبکه ایران، حجت‌الاسلام موسی قربانی، نماینده مردم قائنائت در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران با بیان این‌که احزاب و گروه‌ها موظفند در چارچوب قانون اساسی و نظام فعالیت نماینده گفت: مجمع روحانیون مبارز به دلیل اینکه خط مشی خود را تاکنون نسبت به فتنه گران مشخص نکرده است، دستگاه قضایی و کمیسیون ماده ۱۰ احزاب سریعاً و مطابق قانون اساسی و قانون احزاب مجوز فعالیتشان را لغو نماید.

وی به فرمایشات امام خمینی (ره) در خصوص پایبند بودن به نظام و ولایت فقیه اشاره کرد و افزود: هر گروه یا حزبی که می‌خواهد در جمهوری اسلامی ایران فعالیت نماید باید در مرحله اول سخنان و راهنمایی‌های مقام معظم رهبری را سرلوحه خود قرار دهد.

نماینده مردم قائنات در مجلس شورای اسلامی گفت: کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وظیفه دارد فعالیت همه گروه‌ها و احزاب را زیر نظر گرفته و هر کجا تخلفی مشاهده نمود سریعاً با آنان برخورد نماید.

مجمع روحانیون مبارز با اتخاذ تصمیمات غلط از رهبری و امت فاصله گرفته‌اند

همچنین، عضو دیگر فراکسیون روحانیون و عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با بیان اینکه هر نهاد حزب و گروهی که بخواهد در کشور فعالیت کند باید مطابق قانون اساسی و منافع ملی حرکت نماید گفت: حرکت‌های اخیر مجمع روحانیون مبارز که در راستای حمایت از فتنه گران صورت گرفته نه تنها بین آنان و مردم فاصله انداخته بلکه ادامه فعالیتشان به ضرر منافع ملی تمام خواهد شد.

سید سلمان ذاکر نماینده مردم ارومیه در مجلس با بیان اینکه دشمنان انقلاب و اسلام در تلاشند به نظام اسلامی ضربه وارد سازند گفت: مجمع روحانیون مبارز اگر هرچه سریع‌تر رویکرد خود را در قبال سران فتنه تغییر ندهند بیشتر از گذشته از مردم فاصله خواهند گرفت.

وی افزود: مجمع روحانیون مبارز هر چه سریع‌تر باید برائت خود از سران فتنه را اعلام کند و گرنه خود مردم همچون سران فتنه با آنان مقابله خواهند کرد.

نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: برخی از اعضاء مجمع روحانیون مبارز با سوء استفاده از ملاطفت دولتمردان نظام در قبال سران فتنه با صدور بیانیه‌هایی درصدد تحریک افکار عمومی می‌باشند.

عضو فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی به وظیفه روحانیون در کشور اشاره و خاطر نشان کرد: روحانیون نباید وظیفه خود را که‌‌ همان ارشاد و راهنمایی مردم در قبال رهایی از ظلم و ستم است را فراموش کرده و به دنبال تحریک افکار عمومی در مقابل نظام و انقلاب باشند.

مردم تصمیم‌گیران نهایی در قبال ادامه فعالیت مجمع روحانیون مبارز خواهند بود

در ادامه، عضو دیگر فراکسیون روحانیون نیز به رویگردانی مردم از مجمع روحانیون مبارز اشاره کرد و گفت: مردم این افراد را وادار به تغییر رویکرد و عقب نشینی خواهند کرد.

محمد علی رضایی، نماینده مردم تربت حیدریه در مجلس شورای اسلامی با اشاره به حرکت و فعالیت روحانیون در راستای اهداف اسلام و انقلاب گفت: روحانیون جدا از وابسته بودن به حزب باید برای ابلاغ دین، ارشاد مسلمین و جهت دادن ملت در حرکت به سمت انقلاب و اسلام تلاش نمایند.

وی افزود: مردم بر‌ترین داورانی می‌باشند که با زیر نظر گرفتن فعالیت روحانیون هرکجا ببینند که آنان در جهت خلاف اسلام و انقلاب حرکت می‌نمایند قاطعانه برخورد خواهند کرد.

رضایی تصریح کرد: انتقادات روحانیون به دولتمردان باید به گونه‌ای باشد که آنان درصدد رفع اشتباهات خود برآیند نه اینکه افکار عمومی بخواهد در قبال آنان موضع گیری نمایند.

عضو فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی به بیانیه‌های صادره و حمایت‌های اعضای مجمع روحانیون مبارز از سران فتنه اشاره و خاطر نشان کرد: اگر مجمع روحانیون مبارز درصدد برائت از فتنه گران نباشند ملت به عنوان ناظران و داوران نظام و انقلاب با آنان بشدت برخورد خواهند کرد.

دستگاه قضایی باید به شدت بافعالیت مجمع روحانیون مبارز برخورد نماید

نماینده مردم میناب در مجلس شورای اسلامی نیز با بیان اینکه مجمع روحانیون مبارز در روند فعالیتشان از ساختارهای اساسی نظام پیروی نمی‌کنند گفت: دستگاه قضایی با رصد فعالیت مجمع روحانیون مبارز هر کجا که احساس می‌کنند حرکت آنان مخالف نظر عمومی و امنیت ملی کشور می‌باشد به شدت با آنان برخورد می‌نماید.

حجت الاسلام والمسلمین سید علی میر خلیلی گفت: هر فردی که از ولایت فقیه تبعیت نکند صلاحیت اینکه بخواهد در جهت هدایت مردم قدم بردارد را از دست می‌دهد.

این عضو فراکسیون روحانیون مجلس با بیان اینکه ملت ایران در طول ۳۰ سال انقلاب خود در شعار‌هایشان بعد از مرگ بر آمریکا، شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه سرداده‌اند افزود: هر گروه و حزبی که بخواهد در کشور برخلاف دستورات ولایت فقیه حرکت نمایند مردم آنان را ضد ولایت فقیه می‌شناسند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در ادامه با بیان این مطلب که انقلاب اسلامی ایران امروز دشمنان زیادی دارد تصریح کرد: هر گروه و حزبی که واقعا بخواهد در مسیر حرکت خود انحراف و سرپیچی از دستورات رهبری را سرلوحه کار خود قرار دهد بالا‌ترین بی‌انصافی را در حق مردم و دولت انجام داده است.

میرخلیلی، فعالیت مجمع روحانیون مبارز را خلاف قانون اساسی دانست و بیان کرد: دستگاه قضایی باید از فعالیت مجمع روحانیون مبارز که از دستورات رهبری سرپیچی کرده و نظم عمومی و امنیت ملی را با صدور بیانیه‌هایی به خطر انداخته جلوگیری نماید.

وی خاطر نشان کرد: دستگاه قضایی کمیسیون و ماده ۱۰ احزاب باید به شدت با افرادی که به دنبال تشویش اذهان عمومی و ایجاد ناامنی در کشور می‌باشند به شدت برخورد نماید و اجازه فعالیت مجدد به آن‌ها ندهند.

اعتصاب غذا به شیوه پرخوری!

اعتصاب غذا به شیوه پرخوری!
چند تن از عناصر بازداشتی در فتنه سال 88، ادعای اعتصاب غذا را پس گرفته و اعلام کردند به جای اعتصاب غذای مداوم، تصمیم دارند هفته ای یک بار غذا نخورند.

به گزارش شبکه ایران، روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه خود آورده است:

درازگوش تروا بقیه اپوزیسیون را لجن مال کرد

میرزا بنویس حلقه لندن در پروژه بدفرجام درازگوش تروا (22بهمن88) به هوای دفاع از شورای هماهنگی سبز، طیف گسترده ای از اپوزیسیون خارج نشین را لجن مال کرد!
«ا.ن» طنزنویس بلژیک نشین ضمن نوشته ای در سایت جرس به دفاع از یک هم بلژیکی! دیگر (رجب مزروعی) پرداخت مزروعی اپوزیسیون منتقد «انحصارطلبی» و «نقابداری» شورای هماهنگی راه سبز را نادان خوانده بود. به دنبال انتقاد محافل گوناگون ضدانقلاب از اظهارات مزروعی، «ا.ن» وارد عرصه شده و نوشت: مصاحبه اخیر آقای مزروعی جزو معدود مصاحبه های حساب شده و دقیق وی بود[!] و من را بر این می دارد که از آنچه گفته دفاع کنم.
وی آنگاه طیفی از اپوزیسیون را دو دوزه باز معرفی کرده و می نویسد: برخی از افراد خارج از کشور یک دستبند سبز در جیب شان دارند که در محافلی که می خواهند با اروپائیان به عنوان نماینده جنبش سبز مواجه شوند، دستبند به دست حاضر می شوند، اما مثلا بسیاری از آنان که عضو احزاب سبز اروپایی هستند، بطور جدی برای گرفتن رای از عربهای اروپا، خود را حامی احمدی نژاد معرفی می کنند و دستبند سبز خود را پنهان می کنند.

آبکی مثل تحریم مقام های ایرانی

یک همکار گروهک تروریستی منافقین درباره ادعای تحریم 32 مقام ایرانی از سوی اتحادیه اروپا گفت: متأسفانه این کشورها سیاست واحدی مقابل ایران ندارند.
محافل رسانه ای غرب مثل سال های گذشته تبلیغات وسیعی را درباره تحریم 32 مقام ایرانی راه انداخته اند اما عبدالکریم لاهیجی (کریم بغدادی) با اذعان به نقش خود و دیگر عناصر گروهکی نظیر عبادی در این بازی تبلیغاتی تصریح کرد سیاست اروپا در عمل روشن است. وی در پاسخ به پرسش دویچه وله مبنی بر اینکه «اجبار برای پای بندی به این مصوبه، برای کشورهای اتحادیه اروپا، تا چه اندازه است؟ و اگر کسی تخطی کند- نمونه ای که پیش از این در آلمان دیدیم که روابط مالی ایران و هند را تنظیم کرد- چه اتفاقی برایش می افتد!» گفت: با این که خانم اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپاست، اما متأسفانه کشورهای اروپایی هنوز سیاست واحدی را در رابطه با ایران ندارند. در خبرها آمده بود که طی سال گذشته، حجم معاملات اتریش با جمهوری اسلامی پنج برابر شده است. متأسفانه حجم معاملات آلمان با ایران هم طی این سال ها بسیار بالا بوده است. این دیگر با اتحادیه اروپا است که اعضای خود و کشورهای عضو اتحادیه اروپا را چگونه ملزم به اجرای این تصمیم بکند. این با ما نیست.
وی همچنین درباره تحرکات گروهک های نفاق برای خوش خدمتی به محافل تندرو اروپایی اظهار داشت: ما گزارش مفصلی را بهمن ماه سال گذشته به اتحادیه اروپا دادیم. ما از تعداد و اینکه چه کسانی در لیست 32 نفره اروپا هستند اطلاعی نداریم ولی تردید نداریم که بخشی از فهرستی که ما داده ایم، مورد تأیید قرار گرفته است. ما اسامی 60 نفره را به آنها دادیم.
گفتنی است اقداماتی از قبیل تحریم سفر مقامات ایرانی به اروپا اغلب دارای کاربرد تبلیغاتی است و در کنار حاشیه سازی تبلیغاتی برای انحراف اذهان از سرکوب شدید انقلاب ملت های مسلمان منطقه، به عنوان تنفس مصنوعی یا درمان روحی- روانی جریان های سرخورده و بی رمق اپوزیسیون تلقی می شود.

6 روز هفته را می خوریم، شاید یک روزش را اعتصاب غذا کردیم

چند تن از عناصر بازداشتی در فتنه سال 88، ادعای اعتصاب غذا را پس گرفته و اعلام کردند به جای اعتصاب غذای مداوم، تصمیم دارند هفته ای یک بار غذا نخورند!
رسانه های آمریکایی و انگلیسی راه اندازی شده در خدمت گروهک های ضدانقلاب پیش از این مدعی شده بودند 8-7 نفر از عناصر بازداشتی چند روز است غذا نمی خورند اما همین رسانه ها (نظیر رادیو زمانه، رادیو فردا، کلمه، جرس و...) روز گذشته با درز گرفتن خبربی پایه قبلی اعلام کردند زندانیان یاد شده تصمیم گرفته اند از این پس هفته ای یک روز غذا نخورند.
یادآور می شود آبان ماه سال گذشته ابراهیم نبوی ضمن یک مجادله تند با اکبر گنجی و معرفی کردن وی به عنوان «چارپایی که سم بر زمین می کوبد»، در سایت جرس نوشته بود: «اگر می خواستم گنجی را ترور شخصیت کنم که در همان روزهایی که حتی همسر گنجی هم توافق کرده بود که او اعتصاب غذا را تا مرگ ادامه دهد، نامه نمی نوشتم که باباجان بی خودی این آدم را شیر نکنید، یک دفعه دیدید جدی گرفت و مرد. آن زمان همه شرایط ترور او هم آماده بود.»

چرا آرزوی رهبر انقلاب را محقق نمی کنیم؟


  رهایی اقتصاد ایران از درآمدهای نفتی دغدغه‌ی اصلی همه‌ی اصحاب اندیشه و سیاست و به ویژه مقام معظم رهبری در سال‌های اخیر بوده است.  

مجموعه مناسبات ملی و جهانی و نحوه‌ی تعامل فعالان اقتصادی داخل با محیط پیرامون و بین‏الملل در فضای کنونی و استفاده از منطق آینده‏نگری، لزوم توجه همه جانبه به این دغدغه‌ی استراتژیک رهبری را بیش‌تر از گذشته نمایان می‏سازد.  

در این میان اما، آسیب شناسی اثر درآمدهای نفتی بر مجموعه‌ی مناسبات اقتصادی از چند منظر قابل تأمل است تا بتوان از رهگذر این شناسایی، راهکارهای تدوین و اجرایی نمودن آرزوی رهبری را تحقق بخشید.

1) حاکمیت قیمت پذیر بودن، نه قیمت گذاری نفت

درآمدهای نفتی بیش از یک‌صد سال است که در اقتصاد ایران اعمال اراده نموده و مجموعه فعالیت‏های اقتصادی را به صورت مستقیم و غیر مستقیم تحت تأثیر قرار داده است. این مهم به گونه‌ای بوده که با افزایش درآمدهای نفتی در مقاطع خاص زمانی، نماگرهای اقتصاد ایران رشد اقتصادی را به خود دیده و این در حالی است که در مواقع کاهش درآمدهای نفتی، نماگرهای اقتصادی، کاهش رشد اقتصادی را از خود نشان داده‌اند. کشور ایران به تدریج وابسته به درآمدهای نفتی شده و این در حالی بوده است که هیچ‌گاه اعمال اراده و قدرت قیمت گذاری در مجموعه‌ی کلان قیمت گذاری جهانی این کالا را نداشته است. به دیگر سخن، اقتصاد ایران همواره نقش قیمت پذیری را در این جولانگاه نفتی بازی کرده است تا نقش قیمت‌گذاری، بنابراین یک آسیب پذیری جدی و زنجیره‌ای از این منظر، تمامی فعالیت‌های اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌داده است.


2) ملی شدن نفت، نه دولتی شدن نفت

29 اسفند 1329، یادآور زمانی است که با مجموعه تلاش‏های صورت گرفته، نفت ایران ملی شده و از زیر یوغ و اعمال اراده‌ی بیگانگان و به ویژه انگلیس خارج شد. از آن زمان تا کنون گرچه نفت در ظاهر ملی شد لکن در عمل و واقعیت، نفت دولتی شد. به دیگر سخن ملی شدن صنعت نفت، مجموعه‏ای از تدابیر وشیوه‏های عملیاتی را برمی‏تافت تا مردم در حال حاضر و در آینده از این ثروت بین النسلی بهره‌مند شوند، بنابراین در عمل نفت دولتی شد و از رویکرد ثروت و سرمایه بین النسلی بودن به رویکرد درآمدی تغییر جهت داده و از منظر تئوری سیستم‏ها تدوین یک سیستم جدید و با رویکرد ورود واقعی مردم در عرصه‌ی نفت، لزوم تدوین و طراحی شرایط گذار اقتصادی از اقتصاد نفتی به اقتصاد غیر نفتی، با در نظر گرفتن سهم هر متغیر اقتصادی از درآمدهای نفتی و غیرنفتی و حرکت تدریجی و برنامه‌ریزی شده با لحاظ اثرات مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای اقتصادی با یک‌دیگر در دوره‌ی زمانی تعریف شده، ضروری به نظر می‏رسد تا از این رهگذر بتوان درباره‌ی زمانی میان مدت از وابسته بودن بخشی از اقتصاد به درآمدهای نفتی رهایی یافته و در دوره‏ی بلند مدت بتوان به طور قطعی ثروت نفت را در مسیر سرمایه گذاری عمومی و ملی ایران قرار داد.

3) بازنگری و اصلاح اساسنامه‌ی شرکت ملی نفت
از جمله چالش‌های موجود در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری مجموعه‌ی صنعت نفت، لزوم بازنگری، اصلاح و تدوین اساسنامه‌ی جدید شرکت نفت و رابطه‌ی آن با مجموعه‏ی مناسبات اقتصادی- سیاسی ایران می‏باشد. اهمیت این مسأله به گونه‌ای بوده که ماده‌ی سوم برنامه‌ی چهارم توسعه که بر تعیین تکلیف شرکت ملی نفت، نوع ورود درآمدهای نفتی بر مجموعه‌ی اقتصاد کشور و ... تأکید داشت به علت فقدان اساسنامه‌ای مشخص و مدون، حذف شد. این در حالی است که از آن زمان تاکنون نه تنها تدوین اساسنامه‏ی جدید مورد توجه قرار نگرفته، بلکه طبق آمار و ارقام بودجه‌ای، هر سال وابستگی بودجه و به ویژه بودجه‌های جاری به درآمدهای نفتی بیش‌تر شده و این در حالی بوده که بایستی طبق احکام برنامه‌های توسعه، وابستگی منابع درآمدی بودجه به درآمدهای نفتی کاهش یابد. بدون تردید، تدوین یک اساسنامه‌ی توسعه‌ای با رویکرد ثروت بین‏النسلی نفت و هزینه کرد واقعی این ثروت در بین مردم، می‌تواند ضمن حذف نقاط ابهام برانگیز، زمینه را در جهت ایجاد درآمدهای پایدار جامعه فراهم سازد.
با شناسایی آسیب‌های نام برده شده و رفع آن‌ها می‌توان در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت آرزوی ارکان عالی حکومت و مردم را در خصوص رهایی اقتصاد ایران از چنبره‌ی درآمدهای نفتی تحقق بخشید. برخی از این راهکارها عبارت‌انداز:

1- احیا و بازشناسی ظرفیت‌های مغفول مانده‏ی اقتصاد ایران
اقتصاد ایران هم اکنون حدود 400 میلیارد دلار در سطح نرخ ارز بازار آزاد، تولید ناخالص داخلی داشته که در مقایسه با ظرفیت‌های ایران از یک‏سو استفاده از ظرفیت‌های تاریخ دوران معاصر بسیار کوچک می‌باشد. فعال نمودن این ظرفیت‌های مغفول مانده درحوزه‌های مختلف هم‌چون خدمات، کشاورزی، محصولات دانش محور و ... در میان مدت و بلند مدت، وابستگی ایران را به درآمدهای نفتی قطع خواهد کرد از سوی دیگر، درآمدهای حاصل از این ظرفیت‌های مغفول مانده پایدار بوده و به توسعه‌ی درون‏زای اقتصاد ایران کمک خواهد نمود.

2- اجرای بهینه و واقعی سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی

بدون تردید اجرای این سیاست‌ها، زمینه را جهت حضور واقعی مردم در عرصه‌ی اقتصاد فراهم نموده، این مسأله پایداری مشاغل به همراه وصول درآمدهای مالیاتی پایدار را نتیجه خواهد داد. اخذ و باز توزیع درآمدهای مالیاتی از یک‌سو و گسترش پایه‌های مالیاتی می‌تواند وابستگی به درآمدهای نفتی را کاهش داده و قطع نماید.

3- تدوین سیستم حسابداری منابع بین‏النسلی نفت
تدوین و اجرای سیستم حسابداری منابع بین‏النسلی نفت می‏تواند ضمن پویایی خود، سهم هریک از ایرانیان را در ثروت عمومی جامعه که همان انفال بوده، نشان داده و از منظر دیگر سهم آیندگان نیز در این سیستم در نظر گرفته خواهد شد. این سیستم می‌تواند در قالب ایجاد شرکت سهامی نفت که سهام عام داشته و متعلق به تمام مردم ایران خواهد بود، شکل بگیرد. در این صورت هر ایرانی ضمن آن‌که از ثروت موجود و بالقوه خود اطلاع داشته هیچ‌گاه حاضر نخواهد شد که این ثروت در امور جاری کشورش هزینه شود. بلکه تلاش خواهد نمود تا با پرداخت مالیات‌های واقعی، گسترش اشتغال و بهبود در سایر متغیرهای اقتصادی را ایجاد نماید. نتایج این رویکرد، خرج تدریجی اقتصاد از درآمدهای نفتی و گرایش به سوی درآمدهای پایدار با استقبال خود مردم خواهد بود. توجه به این نکته ضروری است که هم اکنون در اقتصاد ایران روزانه نزدیک به 4 میلیون بشکه نفت تولید شده که از این میزان حدود 5/1 میلیون بشکه مصرف داخل شده و نزدیک به 5/2 میلیون بشکه‌ی آن صادر می‌شود. این در حالی است که هیچ یک از ایرانیان در ایجاد یک قطره از این نفت سهیم نبوده‌اند. بدون تردید حجم ورود دلارها و به دنبال آن ریال‌های ناشی از صادرات سالانه این حجم از نفت بدون تلاش هیچ یک از ایرانیان، موجبات شکل‏گیری یک نوع استبداد اقتصادی را فراهم نموده که مستقیم و غیرمستقیم، ضریب بهره وری، نوآوری و خلاقیت را در بستر زمان کاهش داده و تمامی آحاد جامعه را به درآمدهای نفتی وابسته نموده است. خروج از این روند خطرناک، آگاه سازی جامعه و حرکت به سوی درآمدهای پایدار درون‌زا می‌باشد.

فعالیت شدید گروههای شیطان گرایی در حوالی پایتخت

 

به تازگی طی بررسی بعمل آمده در حاشیه های شهر تهران فعالیت های گروه های شیطان پرستی افزایش پیدا کرده است.

 

به تازگی طی بررسی بعمل آمده در حاشیه های شهر تهران فعالیت های گروه های شیطان پرستی افزایش پیدا کرده است.
به گزارش کلمه ،این گروههای شیطان پرستی با رواج نمادها وعلام و پوشش و آرایش مربوط به این فرقه و همچنین برگزاری کنسرت های زیر زمینی درصدد جذب بیش از پیش نوجوانان و جوانان می باشند.
همچنین این گروه های فعالیت خود را در تعدادی از مراکز آموزشی متمرکز کرده و کافی نت های اطراف این مراکز را به محلی برای برقراری ارتباط با یکدیگر تبدیل کرده اند.


دو روایت از حضور خاتمی در"درس" مهرجویی


«سید محمد خاتمی» رییس جمهور سابق ایران ، چهارشنبه شب به تماشای نمایش «درس» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» نشست. 
در این حضور که به شکل سرزده و با همراهی چهره هایی همچون: احمد مسجد جامعی (وزیر ارشاد دوره اصلاحات و نماینده مردم تهران در شورای شهر)، فریدون عمو زاده خلیلی (روزنامه نگار و نویسنده)، بهاره رهنما (بازیگر)، پیمان قاسمخانی (فیلم نامه نویس) و جمعی دیگر از هنرمندان صورت گرفت، حجت الاسلام خاتمی در کنار «مجید جوزانی» مدیر خانه هنرمندان به تماشای نمایش نشست. 
نکته جالب در این میان روایت کاملا متفاوت تریبون های حامی دولت و اصلاحات از این حضور و حاشیه های آن است.
 رسانه های اصلاح طلب مدعی شدند که حضور خاتمی در این نمایش با استقبال فراوان تماشاگران مواجه شد، به گونه ای که با وجود پُر شدن، بخش زیادی از تماشاگران به صورت نشسته بر کف زمین و ایستاده به تماشای نمایش نشستند و رییس جمهور پیشین ایران را به شدت تشویق کردند و این تشویق طولانی سبب شد اجرای نمایش با تاخیر آغاز شود. در پایان نیز داریوش مهرجویی نمایش خود را به «حضور عالیقدر سید محمد خاتمی» تقدیم کرد.
اما در مقابل سایت های نزدیک به دولت مدعی شدند برخی افراد و مردم مانع تماشای تئاتر توسط سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق شدند.
 به دنبال این حضور و اخلال برخی افراد خاص، خاتمی نتوانست تا انتهای نمایش در سالن نمایش بماند . در پایان نیز داریوش مهرجویی با دیدن این فضا و ترک سالن توسط خاتمی برای دلجویی از خاتمی نمایش خود را به وی تقدیم کرد.
لازم به ذکر است که این افراد با دیدن خاتمی در سالن نمایش شعارهایی را سر دادند که بعد از گذشت دقایقی محمد خاتمی سالن نمایش را ترک کرد.


جزئیات محاکمه فرعون

 

منابع رسانه ای در مصر اعلام کردند که رئیس جمهور مخلوع این کشور در صورت اثبات اتهاماتش به احتمال فراوان با طناب به دار آویخته می شود.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه القدس العربی، پس از صدور حکم بازداشت 15 روزه "حسنی مبارک" و پسرانش منابع حقوقی احتمال اعدام دیکتاتور مخلوع این کشور را رد نمی کنند.

بر این اساس، حسنی مبارک که در جریان انقلاب مصر دستش به خون 800 نفر از مردم این کشور آلوده شد، احتمال دارد با مجازات اعدام روبرو شود. این در حالی است که در جریان تظاهرات اخیر مصر قریب به 5 هزار نفر دیگر نیز زخمی شدند.

"زکریا شلش" رئیس دادگاه استیناف قاهره و قاضی ارشد جنایی مصر در گفتگو با الاهرام اظهارداشت: مبارک در صورتی که به ارتکاب اتهامات مورد اشاره محکوم شود، احتمال روبرو شدن با اعدام را خواهد داشت.

وی تاکید کرد: احکام صادره در زمینه قتل عمد، در بالاترین حد اعدام را مقرر کرده و در کمترین اتهام که در مسائل مالی وجود دارد سه سال حبس تعریف شده است.

این شخصیت برجسته حقوقی مصر در ادامه افزود: با توجه به اعترافات اخیر "حبیب العادلی" وزیر سابق کشور در این زمینه که با دستور مبارک اقدام به سرکوب خشونت آمیز مخالفان کرده است، در اینجا شخص مبارک به عنوان رئیس شورای عالی پلیس مسئول خواهد بود و اگر این اتهام اثبات شود حسنی مبارک به عنوان مسئول ردیف اول این خشونتها اعدام می شود.

وی با اشاره به اینکه احکام صادره علیه مبارک به طور قطع درباره فرزندان و همسرش نیز صادق است، افزود: در زمینه مسائل فساد مالی و اختلاس هم اگر مبارک محکوم شود به 3 تا 15 سال زندان محکوم خواهد شد.

الهرام در ادامه نوشت: جلسات بررسی اتهامات مربوط به فساد مبارک و پسرانش هفته جاری در قاهره برگزار خواهد شد.

وحدت، استراتژي محوري اصولگرايان در انتخابات آينده خواهد بود

وحدت، استراتژي محوري اصولگرايان در انتخابات آينده خواهد بود

اقائم مقام حزب موتلفه‌ اسلامي، وحدت نيروهاي اصولگرا را استراتژي اصلي اين جريان در انتخابات آينده مجلس عنوان كرد و درباره‌ احتمال ائتلاف اصولگرايان با جرياني خارج از دايره اصولگرايي تاكيد كرد كه اين موضوع به شرايط خاص انتخاباتي بستگي دارد.

اسدالله بادامچيان در گفتگو با ايسنا، اظهار كرد: در كشور ما احزاب و گروهها نمود و بروزشان بيشتر در انتخابات است. بنابراين در هنگام انتخابات فعال مي‌شوند، ائتلاف مي‌كنند و تشكيل جبهه مي‌دهند. حالا اگر يك يا چند تشكل نخواهند فعاليت انتخاباتي كنند نمي‌توان آنها را مجبور به فعاليتهاي انتخاباتي كرد بلكه آنها در اين زمينه آزادند.

وي افزود: يكي ديگر از محورهاي استراتژيك اصولگرايان در انتخابات پيش رو اين است كه انتخابات رياست جمهوري آينده را كه بعد از انتخابات مجلس برگزار مي‌شود با اين انتخابات مخلوط نكنيم تا مسائل انتخابات ديگر با توجه به استقلال قوا در انتخابات مجلس
تاثير گذار نباشد. اين عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر لزوم محوريت جامعتين و روحانيت در انتخابات آينده مجلس نهم ياد آور شد: با توجه به اينكه معمولا دو نهاد جامعه روحانيت و جامعه‌ مدرسين وحدت بخش هستند و بر اساس وحدت بين نيروها عمل مي‌كنند، تصميم ما اين است كه اين دو تشكل روحاني را محور فعاليتهاي انتخاباتي‌مان قرار دهيم.

بادامچيان خاطر نشان كرد: موضوع مهم ديگر اين است كه نظام چه مجلسي را با چه تركيبي مي‌خواهد. زماني دوره‌ اول و دوم مجلس است، زماني مجلس دوره‌ جنگ مي‌خواهد تشكيل شود و در دوره‌ ديگر مجلس در دوران بازسازي، تحولات خاورميانه و مسئله جهاد اقتصادي و دهه‌ پيشرفت و عدالت تشكيل مي‌شود.طبيعي است در هر دوران مجلس مقتضاي آن دوران و نمايندگاني كه واجد شرايط لازم باشند مورد نياز است.


اعتراف ضد انقلاب به انحصارطلبي اصلاح طلبان فراري

چند ضد انقلاب ساكن در غرب اعتراف كردند صداي ضد انقلاب که از سوی اين اصلاح طلبان فراري به گوش مردم می‌رسد، صدای مردم ايران و صدای همه روشنفکران «نيست».
چالش و در گيري هاي پشت پرده ميان ضد انقلاب خارج نشين خبر از ضد و خوردهاي لفظي و تحقير هاي نوشتاري روشنفكران به دامان غرب پناه برده دارد.
اينها كه امروز گرفتار كشمكش در لابي هاي خودماني شدند به غلط تصور مي كنند كه ما فراموش كرديم رفتارهاي پر طمطراق مدعي گونه انها را كه داعيه دار حقوق بشر شده بودند و با بهانه تراشي از هر سوراخي نيش ميزدند و عجب دل به آزادي لاقيد غرب خوش كرده بودند.
يكي از رسانه هاي غربي فارسي زبان چندي پيش خبري مبني بر هاي و هوي هنرمندان و روزنامه نگاران به دامان غرب پناه برده منتشر كرد كه ايها الناس اينجا خبري از آزادي بيان و حقوق بشر نيست و اينها كه آزادي مطبوعات را در كاغذ هاي زرورقي كادو پيچ كرده بودند فعاليت حربي و جناحي رسانه اي راه انداختند.
در اين رسانه فارسي زبان آمده است: هنرمندان و روزنامه نگاراني كه خواستند نامشان هم فاش شود اظهار كردند؛ برخي از روزنامه نگاران اصلاح طلب كه در سال‌هاي اخير به خارج از کشور آمده‌اند به جاي پاس‌داشت آزادي بيان، خود با ايجاد نهادها و رسانه‌هايي انحصاري که در آن هر صداي مخالفي را سانسور مي‌کنند، تلاش مي‌کنند تا سيطره خود بر جريان رسانه‌اي و اطلاع‌رساني را همچنان حفظ کنند و با حزبي کردن و جناحي کردن فعاليت رسانه‌اي خود دايره‌اي از "کارمند-روزنامه‌نگار" خودي در برابر روزنامه‌نگاران و نويسندگان مستقل ايجاد کنند.

در عين حال هنرمندان و روزنامه نگاران كه در تعقيب آزادي به غرب پناه بردند اعتراف كردند صدايي که از سوي اين رسانه‌هاي «انحصارطلب» در خارج از کشور به گوش مردم ايران و جهانيان مي‌رسد، صداي مردم ايران و صداي همه روشنفکران «نيست» ؛ در رسانه هاي خارج از ايران«سانسور و فقدان آزادي بيان» وجود دارد. اين در حالي است كه اين آزادي طلبان بي هيچ ابايي نام خود را منتشر كردند اما روان پريشي آنها مانع شد كه نام رسانه هاي فارسي زبان پيشرو در سانسور واقعيت را فاش كنند.

صدام چگونه اشرف را به منافقین داد؟

گروهک منافقین اخیرا مدعی شده است که ارتش عراق اقدام به کشتار 31 نفر و زخمی کردن بیش از 300نفر اعضای این گروهک کرده است. به گزارش بولتن به نقل از پایگاه اطلاع رسانی قربانیان ترور، پایگاه اشرف در سال 1365 پس از خروج "مسعود رجوی " سرکرده گروهک منافقین از پاریس و پناهنده شدن به دامان رژیم بعث عراق با همکاری ارتش عراق در محلی به نام پادگان "خالص " ایجاد گردید. زمین این پادگان توسط رژیم صدام از مالکی خصوصی مصادره گردیده بود که اخیرا با گذشت نزدیک به 22 سال اسناد و مدارکش را به دادگاه کنونی عراق آورده است و مدعی ملکش شده است و دادگاه نیز حق را به وی داده است. این پادگان پیش از آن یک پادگان نسبتا متروکه ارتش عراق بود که به دستور صدام این زمین 24هزار مترمربعی که در 20 کیلومتری شمال شهر خالص استان دیاله عراق و 100 کیلومتری شمال شرقی بغداد و نیز 80 کیلومتری مرز ایران در استان کرمانشاه قرار دارد به رجوی اهدا شد. رجوی به سرعت کادرهای مرکزی خود را از فرانسه به عراق آورد و به عضوگیری جدید پرداخت و حتی به میان اسیران ایرانی می رفت و آنها را برای حضور در گروهک خود ترغیب می کرد. وجه تسمیه این پادگان نیز مربوط به اشرف رجوی همسر اول مسعود و از سران این گروه است که در حمله سپاه به ستاد مرکزی مجاهدین در زعفرانیه تهران در 19 بهمن 1360 کشته شد. این پادگان در سالهای بعد از اشغال عراق تبدیل به یک معضل لاینحل برای دولت عراق و اشغالگران شده است. از مجموع 3800 نفر شمارش شده در مه 2003 فقط 2000 نفر در پادگان باقی مانده اند.عده ای عفو شدند و به ایران بازگشتند و عده ای به اروپا رفتند. بقیه نیز در ترکیه و اردن سرگردانند. در سال 2003 ارتش آمریکا منافقین را خلع سلاح کرد و در سال 2008 نیز حفاظت از پادگان از آمریکا به نیروهای عراقی تفویض شد.


حمایت یک روزنامه​نگار فراری ایرانی از منافقین


کی از عوامل فتنه کوی دانشگاه در سال 1378 که این روزها در شبکه صدای امریکا به فعالیت می‌پردازد، در مطلبی در وبلاگ شخصی خود به حمایت از گروهک تروریستی منافقین پرداخته است.

احمد باطبی در این مطلب که آن را با عنوان «در قبال کشتار ساکنان اشرف سکوت نمی‌کنم» منتشر کرده، درگیری میان نیروهای ارتش عراق با اعضای این گروهک را «فاجعه‌ای» انسانی دانسته و نوشته آنچه در شهر اشرف در حال وقوع است، آنقدر گسترده است که چشم بستن به روی آن برای او امکانپذیر نیست.

وی در ادامه بدون اینکه اشاره‌ای به ترور بیش از 12 هزار نفر از هموطنانمان توسط گروهک تروریستی منافقین کند، گفته که این سازمان به لحاظ مشی سیاسی و کارنامه سازمانی هرچه باشد، در این شرایط برایش اهمیتی ندارد. باطبی اگرچه در پایان این مطلب نوشته که «کشتن انسان‌ها در هر گوشه از جهان محکوم است» و دلیل حمایت خود از گروهک تروریستی منافقین را «فعال حقوق بشری» بودن خود عنوان کرده، با این حال آنچه با این ادعاها در تناقض است، سکوت وی و همفکرانش در مقابل بسیاری از حوادث تروریستی در ایران و هم

اعتراف اغتشاش‌گران سوری به وابستگی به خارج

اعتراف اغتشاش‌گران سوری به وابستگی به خارج

امروز سه تن از اغتشاش‌گران سوری در مصاحبه با تلویزیون دولتی سوریه به وابستگی به گروه‌های خارجی اعتراف کردند.

به گزارش شبکه ایران به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ناولبانون، امروز سه تن از اغتشاش‌گران سوری در مصاحبه با تلویزیون دولتی سوریه به وابستگی به گروه‌های خارجی اعتراف کردند.

این سه نفر اعتراف کرده‌اند که از خارج از مرزهای سوریه امکانات و سلاح دریافت می‌کرده‌اند تا آتش آشوب‌ها را در این کشور شعله‌ور نگاه دارند.

بر اساس این گزارش، یکی از نمایندگان پارلمان لبنان که احتمالا از جبهه مخالفان جریان مقاومت است، در تهیه پول و سلاح برای مخالفین دولت سوریه دست داشته است.

وزارت کشور سوریه نیز در بیانیه‌ای اعلام کرده است که نقش برخی کشورهای خارجی در آشوب‌های اخیر کاملا روشن است. پیش‌تر نیز برخی منابع خبری از توطئه عربستان سعودی و برخی مقامات اردنی بر ضد دولت سوریه خبر داده بودند.

رسانه‌های غربی در تلاش‌اند آشوب های اخیر سوریه را قیامی دموکراسی‌خواهانه جلوه دهند اما مقامات سوریه بر تبهکار بودن جریان‌های آشوب‌طلب در این کشور و وابستگی آنها به خارج تاکید دارند.

کروبی هفته‌ای 3 بار استخر می‌رود!


در حالي كه سايت‌هاي جريان فتنه در اخبار متعددي از تحت فشار بودن مهدي كروبي خبر مي‌دهند، اخبار دريافتي بيانگر آن است كه وي همچنان برنامه‌هاي سابق خود را براساس روال از قبل طراحي شده انجام مي‌دهد.

شنيده شده مهدي كروبي در هفته بين ۲ تا ۳ بار به استخر رفته و ساير وسايل تفريحي وي نيز مثل سابق در اختيار وي مي‌باشد و رفت و آمد خانوادگي نيز بر عكس ادعاهاي مطروحه كاملا آزاد و راحت در حال انجام شدن است و فرزندان وي و اقوامش با آرامش به منزل نامبرده رفت و آمد مي‌كنند.

نكته ديگر اين كه وي تنها برنامه‌اي را كه در اختيار ندارد، تماشاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي بوده كه نسبت به اين مساله گلايه دارد. كروبي فقط در خانه هم اكنون شاهد شبكه‌هاي سيماي جمهوري اسلامي است!
حماسه نیوز به گزارش «نداي انقلاب»

ظهور مدعی دروغین مهدویت در مکه

روز گذشته در یک حادثه عجیب در زمان برگزاری نماز عصر در خانه خدا یک جوان میکروفون را ربوده و فریاد برآورده است که من مهدی منتظر هستم.... من مهدی منتظر هستم... گفته شده است وی یک حاجی مصری ۳۵ ساله بوده است.

روز گذشته (سه شنبه) خانه خدا شاهد رویداد عجیبی بوده است. هنگام برگزاری نماز عصر در حرم مکي شريف، جواني پشت بلندگوهای مسجد الحرام رفته و فریاد برآورده است که "من مهدی منتظر هستم"!

به گزارش «فردا» به نقل از پایگاه خبری السبق عربستان؛ روز گذشته در یک حادثه عجیب در زمان برگزاری نماز عصر در خانه خدا یک جوان میکروفون را ربوده و فریاد برآورده است که من مهدی منتظر هستم.... من مهدی منتظر هستم... گفته شده است وی یک حاجی مصری ۳۵ ساله بوده است.

تحقیقات اولیه نشان داده است وی مشکلات روانی داشته و پیش از این نیز تحت مداوا قرار گرفته بوده است. وی برای بررسی‌های پزشکی بیشتر پس از توقیف وی به مرکز درمانی پلیس حرم مکی انتقال یافته است.

اما این ماجرا از آنجا شروع شد که نمازگزاران در بین نماز عصر ناگهان متوجه جوانی شدند که بعد از تکبیر الاحرام امام جماعت از صف دوم نماز خارج شده و  میکروفون را روبود و فریاد برآورد که من مهدی منتظر هستم!

پس از این به سرعت نیروهای امنیتی و پلس حرم مکی مستقر در این مکان وی را گرفته و برای تحقیقات بیشتر به مرکز پلیس حرم مکی منتقل کرده‌اند.


پارادوکس های فتنه برای حبس خانگی شیخ ساده لوح

فضا سازی رسانه های فتنه در انتشار خبر بازداشت خانگی کروبی و همسرش با اخبار منتشر شده در این رسانه های در  تناقض است

 هامون نیوز به نقل از  پنهان، اسماعیل دوستی استاندار کهکیلویه در دوران اصلاحات  و عضو شورای مرکزی اعتماد ملی در چند روز گذشته در دیدار با کروبی و همسرش مدعی شد که  خبر فوت میر اسماعیل موسوی را  اولین بار بعد از حدود سه هفته از درگذشت متوفی به کروبی داده است .

خاندان کروبی به عنوان اولین گروه به میر حسین موسوی پیام تسلیت فرستادند که این موضوع به عنوان اولین تناقض در خبر برد شده رسانه های ضد انقلاب، مورد بحث می باشد.

نکته قابل توجهی که سایت سحام نیوز در خبر خود  به آن پرداخته است ابراز رضایت از وضعیت روحی مناسب کروبی و همسرش بود که اسماعیل دوستی این مسئله را تاکید کرد.

اما رسانه های فتنه در طول یک ماه گذشته مدعی بودند که در اثر ایجاد محدویت ها برای سران فتنه دسترسی با این افراد  غیر ممکن است اما این ادعا و فضا سازی با اخبار منتشر سایت های طرفدار و وابسته به فتنه در تناقض است چرا که یکی از نزدیکان سیاسی کروبی توانسته به دیدار مهدی کروبی برود.


مردم عراق از جنايات ننگين گروهك منافقين متنفرند

رئيس سازمان بسيج مستضعفين با اشاره به اقدامات و سوابق گروهك تروريستي منافقين تصريح كرد: مردم عراق از آنها به دليل جنايات و كمكي كه به صدام كردند، متنفرند و برخورد با آنها طبيعي است.


سردار محمدرضا نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين در گفتگو با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، با اشاره به تحولات اخير در منطقه و خيزش اسلامي ملتها، گفت: ما بايد انقلاب اسلامي را به عنوان يك الگو و يك پايگاه الهام‌بخش و نقطه اتكا و اميد همه مسلماني كه به پا خواسته‌اند، هر روز تعالي ببخشيم.

وي با بيان اينكه هرروز با تعالي نظام خود، اميدها در دل ملت‌هايي كه به پا خواسته‌اند بيشتر خواهد شد، تصريح كرد: ما بايد خود را براي حمايت بزرگ از نهضت جهاني اسلام و راهپيمايي بزرگ مسلمانان در آزادي قدس آماده كنيم، اين وعده‌اي است كه امام(ره) داده‌اند و توسط همين نسل محقق مي‌شود.

نقدي در ادامه با اشاره به اقدامات و سوابق گروهك تروريستي منافقين، اظهار داشت: منافقين از همان زماني كه عليه ملت ايران آن جنايت‌ها را انجام دادند هيچگونه پايگاه مردمي و اميدي در كشور ما ندارند و خودشان هم مي‌دانند هيچ اميدي براي اينكه زماني راهي به دل مردم ايران پيدا كنند ندارند همچنين حركات زشت و زننده و جنايات بي‌سابقه و ائتلافي كه در زمان جنگ با صدام كردند و به عنوان پياده نظام ارتش بعثي با ما جنگيدند، سوابق سياه و ننگين منافقين است كه هيچگاه اجازه بازگشت آنها را نمي‌دهد.

رئيس سازمان بسيج مستضعفين ادامه داد: منافقين امروز فقط به عنوان آلت دست آمريكايي‌ هستند كه از ايران شكست خورده و از هر چيزي براي بقاي خود استفاده مي‌كند و منافقين هم خس و خاشاكي هستند كه آمريكا تلاش مي‌كند از ظرفيت‌ آنها استفاده كند تا زخمي بر نظام جمهوري اسلامي بزند.

وي به برخورد ارتش و ملت عراق با منافقين در اردوگاه اشرف اشاره و تصريح كرد: خوشبختانه اين قوم جنايتكار در ميان مردم عراق هم هيچگونه زمينه و فرصتي ندارند و مردم عراق از آنها به دليل جنايات و كمكي كه به صدام كردند، متنفرند و برخورد با آنها طبيعي است. اگر اين گروهك تا الان دوام آورده به خاطر حمايت آمريكا بوده است.

نقدي در پايان در خصوص سرانجام اعضاي گروهك منافقين، گفت: تعداد زيادي از منافقين به طور طبيعي بايد توبه كنند و اين طبيعت كار افراد فريب خورده است و سران آنها هم به دنبال فرصت در جاهاي ديگر دنيا براي ادامه جنايتگري و نوكري آمريكا خواهند گشت.

كرزي: گزارش رسانه‌هاي آمريكايي در مورد افغانستان را باور نكنيد

رئيس جمهور افغانستان بركناري وزراي دفاع و دارايي اين كشور را از قول يك رسانه آمريكايي رد كرد و گفت: گزارش رسانه‌هاي غربي در مورد افغانستان را باور نكنيد.

 

به گزارش کلمه  در كابل، حامد كرزي در كنفرانس خبري روز گذشته خود در كابل اعلام كرد: در حالي كه رسانه‌هاي داخلي از بركناري 2 وزير نامبرده اطلاع ندارند، چگونه اين روزنامه آمريكايي چنين خبرهايي را منتشر مي‌كند.

وي افزود: آنچه را كه روزنامه "وال استريت ژورنال " در شماره روز جمعه خود در مورد بركناري "عبدالرحيم وردك " وزير دفاع و "عمر زاخيلوال " وزير دارايي گفته است، نادرست است.

وال استريت ژورنال آمريكايي در گزارشي ضمن خبر بركناري اين دو وزير به تحليل و بررسي اين عملكرد حامد كرزي پرداخته بود.

اين رسانه آمريكايي بركناري اين دو وزير را به دليل حمايت آنان از انحلال "كابل بانك " بزرگترين بانك خصوصي افغانستان كه دولت آمريكا به شدت آن را دنبال مي‌كند، مرتبط دانسته است.

كرزي در سخنان روز گذشته خود، دست نهادهاي خارجي را براي بحران بوجود آمده براي كابل بانك دخيل دانست و از جمله يك نهاد آمريكايي را متهم كرد كه پيش از اعلام بحران براي اين بانك، در گزارشي به رياست جمهوري افغانستان وضعيت كابل را بسيار خوب توصيف كرده بود.

دومينوي منتهي به ظهور و راهكار زدن شبكه بين‌المللي ظالمان با استفاده از آيه "قل انما اعظكم بوحدة

دومينوي منتهي به ظهور و راهكار زدن شبكه بين‌المللي ظالمان با استفاده از آيه "قل انما اعظكم بوحدة..."

برای منتظران قیام آقا امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف هیچ مطلبی زیباتر از این نیست که در مورد زمان، شرایط و چگونگی قیام حضرت سخن گفته شود. هرجایی در عالم حرکتی رخ می‌دهد، منتظران حضرت، این حرکت را در ارتباط با قیام مورد محاسبه قرار می دهند که  انشاءالله این اتفاق‌های عالم، بد و خوب و تلخ و شیرین همه این مقدمات عاجل باشد و طبیعی هم هست، امتی که 1400 سال منتظر بوده، خیلی مراقب اوضاع عالم هست تا ببیند چه زماني مولای او، که منجی عالم است، ظهور خواهد کرد.

 

 

 

برای منتظران قیام آقا امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف هیچ مطلبی زیباتر از این نیست که در مورد زمان، شرایط و چگونگی قیام حضرت سخن گفته شود. هرجایی در عالم حرکتی رخ می‌دهد،

اما برای نزدیک بودن ظهور، دو نوع دليل وجود دارد که یکی از این دو نوع، حوادثِ در آستانه ظهور هستند، حوادثی که در عالم رخ می دهند و در روایات هم این حوادث ذکر شده است، ما با آن حوادث در این جلسه زیاد کاری نداریم و آن حوادث زیاد تکلیفی برای انسان روشن نمی‌کند، حوادثی هستند که باید رخ دهند و یا بعضا مبهم هستند و یا ممکن است حتي این حوادث رخ ندهد و ظهور رخ دهد، کما اینکه این مطلب در روایات تصریح شده است، ما به حوادث کاری نداریم، سیل‌ها و زلزله‌ها باید این‌گونه باشند، تعداد کسانی که به مرگ طبیعی و غیرطبیعی می‌میرند، باید این تعداد باشند، یا برخی از مردم منطقه علیه حکام خودشان خروش می‌کنند و برخی از حکام در این شرایط می‌میرند، این ها مسایلی است که در حوادث ظهور ذکر شده و نمی‌خواهیم الان به این بحث بپردازیم، احتیاط خیلی بالایی هم وجود دارد که انسان بتواند، حوادث را تطبیق بدهد، یعنی آنچه که در روایات در باب ظهور آمده است، بتواند تطبیق بدهد که این اتفاقی که در این منطقه افتاده، مصداق همان نکته‌ای است که ائمه بزرگوار علیه‌السلام در روایات، بیان فرمودند، به هر حال بحث پرطرفدار و دقیقی لازم دارد که باید در جای خودش به آن پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمين علیرضا پناهيان در نوروز سال جاري، سخنراني مبسوطي در شلمچه ايراد كرد كه به بيان قواعد ظهور اختصاص داشت. وي در اين گفتار خواندني به تبيين مقوله "انتظار اجتماعي" و ارتباط آن با آيه شريفه "قل انما اعظكم بوحدة ان تقوموا لله..." مي‌پردازد و تأكيد مي‌كند كه


نوع دیگر دلایل نزدیک بودن ظهور حوادث در آستانه ظهور نیستند، قواعد ظهور هستند؛ یعنی چه؟ بالاخره روزی این ظهور رخ خواهد داد و عدالت، حکومت و نور حضرت عالم را فرا خواهد گرفت، آیا این ظهور بی‌قاعده و بی‌ضابطه رخ می‌دهد یا قواعدی در عالم وجود دارد که این سلسله قواعد باید پشت سرهم مرتب چیده شوند تا ظهور رخ دهد باید به این قواعد خیلی توجه کرد و این قواعد، تکلیف‌زا هستند مثلا در حوادث آمده است که اگر فلان پادشاه مرد، ظهور نزدیک می‌شود این برای ما تکلیف‌زا نیست باید صبر کنیم تا آن پادشاه فوت کند، حوادث، زیاد تکلیف‌زا نیستند ولی قواعد تکلیف‌زا هستند، مثلا اگر در روایات به عنوان یک قاعده فرموده باشند که حق از باطل باید کاملا جدا شود، تفکیک حق و باطل و شفاف شدن مرزها یکی از مقدمات ظهور است و این را می توان به عنوان یک قاعده پذیرفت و برای آن روشنگری كرد، قیام به حق کند و مرزها را شفاف کند ومثلا اگر آمده باشد در قواعد ظهور که ظهور زمانی رخ خواهد داد که خلأ تئوریک در دنیا پدید آمده باشد، دیگر کسی مدعی نباشد که می‌تواند جهان را اداره کند، تئوری تجربه نشده ای وجود نداشته باشد، ظهور آن زمان رخ خواهد داد، دیگر آدم تکلیفش را با تئوری های دست ساز بشر می تواند روشن کند و در جهت بطلان آن ها و بیان بطلان آن ها عملا و نظرا با زبان و بیان خودش، فعالیت کند. بالاخره قواعد ظهور خیلی مهم تر هستند. در حوادث ممکن است بداء حاصل شود ولی در قواعد بعید است که بدعت حاصل شود بالاخره عالم طبق یک سری سلسله قواعد و سنن الهی اداره می شود سنت های الهی هم تبدیل و تغییری پیدا نمی کنند ما باید ببنیم که طبق چه قاعده ای ظهور رخ خواهد داد و برویم ببينیم که اگر در فرایند فراهم کردن آن قاعده‌ها و محقق کردن آن ها می‌توانیم نقشی داشته باشیم، نقش خودمان را ایفا کنیم.


با این مقدمه وارد بحث خودمان شویم، و آن بحث این است که انقلاب اسلامی ایران و قیام نورانی مردم شریف ما که یکی از نقطه های عطف آن در همین مکانی است که شما امروز حضور دارید و مشرف شده اید به این مکان عزیز یعنی شلمچه نورانی و نازنینی که شاید بتوان گفت بیشترین شهدای دفاع مقدس در همین مکان به شهادت رسیدند، در جریان استمرار این قیام نورانی بود که چنین مکانی، با خون شهدا عزت پیدا کرد؛ حال، این قیام انقلاب اسلامی ایران چگونه مقدمه ظهور حضرت است و می تواند باشد، کما اینکه در روایات فرموده اند، يخرج ناس من المشرق فيوطئون للمهدي سلطانه. می تواند زمینه ساز قیام حضرت بشود.


من قواعد را بسیار مختصر توضیح می دهم با استفاده از یک آیه قرآن و آن آیه ای است که امام خميني در صدر اولین اطلاعیه انقلابی خود آوردند، آیه عجیبی هم هست، این آیه را در اولین سخنرانی امام و در صحیفه امام می توانید مشاهده کنید، اطلاعیه حضرت امام 15 سال قبل از 15 خرداد صادر شده است، بعد توضیح حضرت امام درباره این آیه شریفه نیمی از این اطلاعیه را به خود اختصاص می دهد و آیه شریفه این است که: "قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادي"، "پیامبر من بگو: من یک موعظه و تنها یک موعظه برای شما دارم و آن این است که برای خدا قیام کنید"، همه الحمدالله اهل فضل هستید و امام جمعه محترم شهر خرمشهر و اساتید محترم حضور دارند، "إنّما" در اینجا از ادات حصر است، فقط می خواهم یک موعظه کنم، که عجیب بودنش برای این است که تمام رسالت انبیا و تمام پیام های الهی جمع می شود، در این یک کلمه كه به خاطر خدا قیام کنید، "مثني و فرادي"، دو نفری و یا یکی یکی. شما قیام کنید و به بقیه کاری نداشته باشید.


حالا مجبورم از یک اصطلاحی یاد کنم که هر چه فکر می‌کردم که در راه چه تعبیری را می‌توانم به جای این اصطلاح به کار بگیرم، به ذهنم نرسید. بازی دومینو را شما دیدید، البته بازی نیست یک وضعیت است، مثلا یک سلسله آجر کنار هم چیده باشند و به صورت ایستاده که اولین آجر را که می‌اندازند، به دومین آجر و سومی به چهارمی می خورد و همین طور تا آخر ادامه پیدا می کند و یک وضعیت تسلسلی پیش می آید، این بازی را گاهي به‌صورت طرح‌ها و نقشه‌های مختلف می‌کشند. ما شاهد یک حرکت پیچیده و جذاب هستیم، بر اساس طراحی‌ای که شده است، می خواهم عرض کنم که قیام برای خدا شبیه بازی دومینو می‌ماند که وقتی اولین حرکت شد بقیه، دیگر نه در دست ما هست و نه در دست دشمنان ما که بخواهند مانع آن شوند و نه ما می توانیم  فوایدش را محاسبه کنیم. به همین دلیل خداوند متعال در این آیه می فرماید شما کاری به بقیه نداشته باشید، شما قیام لله کنید، انگار خدا می‌خواهد بفهماند که بقیه اش با من، بقیه با سنت های من. تو به خاطر پروردگار عالم قیام به حق بکن، به بقیه کاری نداشته باش. حتي یک نفره در راه خدا قیام كن، تمام اوضاع عالم درست خواهد شد. موضع دیگری برای اصلاح وضعیتی، در گوشه و کنار عالم نیاز نیست، والا خداوند متعال که نقص را تحمل نمی کند، خرابی را که تحمل نمی کند، خدایا ما قیام کردیم یک گوشه ای از اوضاع درست شد بقیه اوضاع چطور، نصایح دیگری بفرمایید برای اینکه بقیه اوضاع عالم درست شود و خداوند بزرگ می فرماید من فقط به يك چيز موعظه می کنم و یک کار بیشتر نیاز نیست که شما انجام دهید. خدایا ما اگر یک کاری انجام دهیم و آن قیام در راه تو، بقیه کارها چه؟ معنای این آیه این است که بقیه کارها خودش درست می شود، مثل بازی دومینو.


در جای دیگری خداوند متعال می فرماید والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا، تو در راه ما جهاد و تلاش کن ما خودمان هدایت می کنیم و راه ها را برایت باز می‌کنیم، حالا این دومینو در اوضاع منطقه به کجا رسیده و چگونه به ظهور منتهی خواهد شد، قابل تأمل است.


بگذارید یک خاطره ای از حضرت آیت الله بهاء الدینی این عارف بی نظیر و کم نظیر و شخصیت والا مقام که رضوان خدا بر او باد، برای شما نقل کنم. خاطره ای که ایشان مکررا بیان فرموده اند و در برخی از کتب هم این خاطره نوشته شده. بعد از اینکه حضرت امام به ایران تشریف فرما می شوند و انقلاب به پیروزی می‌رسد و امام در قم مستقر می شوند، ایشان خدمت امام می رسد و معروف است که آیت‌الله بهاء‌الدینی چشم برزخی داشتند و می توانستند، تحولات را پیش بینی کنند. وقتی آقای بهاء الدینی با آن نگاه خودشان پیچیدگی های اوضاع را می بینند و خطراتی که در پیش است و دقت هایی که باید صورت بگیرد، به امام این مطلب را عرضه می دارند، كه می دانید چه خطراتی در پیش است؟ خطر نه اینکه انسان متضرر می شود و یا اوضاع خراب می شود، خطر یعنی امر خطیری که آدم باید مراقبت زیادی داشته باشد. امام به ایشان یک جواب دادند كه خيال انسان را از اين انقلاب راحت مي‌كند، فرمودند آقای بهاء الدینی کار، دست من نیست، فرد دیگری دارد، اداره می کند.


این همان بازی دومینو است، تو قیام کن، بقیه راه ها خودش باز می شود. وقتی که جوان های ما متحول شده و به جبهه ها آمده بودند، واقعا بدون مبالغه امام در مورد آن ها می فرمودند "این ها یک شبه، راه صد ساله را طی کردند"، می فرمودند خدا جوان های ما را متحول کرده است و جوان ها هم مغرور نشوند و فکر نکنند که کاری کرده اند. خدا اراده کرده است که جوان ها را متحول کند و هرکسی کوچک‌ترین عنایتی به پروردگار عالم در قلب خودش ببیند و به حضرت حق توجه کند، حضرت حق دست او را می گیرد و یک شبه راه صد ساله را خواهد برد و به چه جاهایی اين جوانان رسیدند. الان شما اوضاع منطقه را نگاه کنید، به سهولت فرمایش حضرت امام را می بینید، انگار خدا مردم منطقه را متحول کرده و ظلم ستیزی را در دل ها انداخته است. خدا در دل ها شورشی به پا کرده است که اوضاع عالم این گونه به هم بریزد. مردم مقابل ظلم و ستم بایستند.


شما قیام لله که کنید، اخلاق‌تان هم اصلاح می شود، روحیات‌تان نیز تلطیف خواهد شد. در همین مکان مقدسی که شما حضور دارید، من از شهدایی که در همین منطقه دقیقا به شهادت رسیدند، می توانم خاطراتی را برای شما نقل کنم. این منطقه، منطقه عجیبی است، بنده که کور باطن هستم و شما اهل دیده و نظر قلبی هستید، حتما بال و پر زدن فرشتگان را در این عبادت گاه بزرگ احساس می کنید، در دو زمان در این منطقه جنگ سختی در گرفت، یکی قبل از عملیات بیت المقدس، در منطقه شلمچه اوج درگیری رزمندگان با دشمن بود که محاصره خرمشهر را رزمندگان در همین نقطه شلمچه قطعی و محاصره را تکمیل کردند تا بتوانند به خرمشهر حمله کنند و دیگر دشمن راه فراری نداشت. سخت ترین عملیات دشمن در همین منطقه بود، تصادفا من در آن جا به عنوان یک شاهد بی ارزش حضور داشتم، اينجا وقتی بچه ها می جنگیدند، آن قدر به دشمن نزدیک بودند كه حالتی شده بود هر کس سر از خاکریز در می آورد، یکی با تیر می زد، یعنی با کلاش در پشت خاکریزها با یکدیگر درگیر می شدند، ماشین نمی توانست در این قسمت بیاید و اگر می آمد، قطعا هدف قرار می گرفت، گلوله می خورد و ما هم ماشین های آن‌طرف را می زدیم و دشمن هم نمی توانست عقب نشینی کند، ما هم آمده بودیم تا جایی که می توانستیم جلو آمده بودیم تا بتوانیم محاصره را تنگ تر کنیم و خرمشهر را آزاد کنیم، کشته های دشمن در مقابل ما روی زمین افتاده بودند و محیطِ بسیار متعفن و آلوده ای را درست کرده بود. بچه ها دچار بیماری های متعددی می شدند. جالب است که آمده بودند در بین رزمنده ها که ببینند کسی دچار بیماری شده است یا نه، تا بفرستند عقب و قسمت بعدی عملیات را که آزاد سازی خرمشهر است، نباشند، بچه ها گریه می کردند و دیدم که می گفتند نگویید که من مریض هستم و بگذارید که من قسمت بعدی عملیات را باشم و قسمت بعدی عملیات را که آزاد سازی خرمشهر بود با جسم نحیف آمدند و وقتی خرمشهر آزاد شد و آمدند تا نیروها را ببرند، خدایا تو شاهد هستی که این بچه ها ضجه می زدند و می گفتند: ما را از جبهه نبرید، می گفتند:خرمشهر آزاد شد، برگردید، مرخصی می دهیم تا به مداوای خودتان بپردازید ولی قبول نمی کردند، این تحولات در افراد چگونه رخ می دهد.


بار دوم که در شلمچه عملیات سختی شد، عملیات کربلای 5 بود که همانطور که شما در این جاده می آمدید و می دید که سطح اطراف آن یک مقدار پایین تر بود، دشمن گرای جاده هایی را که روی آب بود، وسط آب بود و بقیه قسمت ها را كه پر از آب بود و موانع ایذایی که داخل آب گذاشته بودند، داشت و رزمندگان زمانی که عملیات را شروع کردند، دشمن تکلیفش این بود که یک جاده را تحت بمباران قرار دهد و از انواع سلاح ها استفاده می کرد و به سرعت از این گردان یک دسته باقی می ماند، در شلمچه یک وضعی بود، اینکه در بین تمام مناطق عملیاتی، اینجا نام ویژه ای پیدا کرده است، به خاطر این است که این جا محل عروج پروانه هایی است به سوی آسمان و رضوان الهی که واقعا به این تعداد و این کیفیت، بی نظیر بودند.


یکی از همین شهدای شلمچه، قبل از اینکه بیاییم منطقه با گردان مرخصی رفته بودیم ، یک فردی آمد که رانندگی می کرد و ما را به مدرسه ای برد تا سخنرانی کنیم و بچه ها را به جبهه دعوت کنیم، خیلی شوخ بود، وقتی از مدرسه برمی گشتیم، به من گفت فلانی من شما را آوردم تا سخنرانی کنید و دیگران را دعوت به جبهه کنید، ولی ما خودمان به جبهه نرفتیم، گفتم: خُب چرا نمی آیید، گفت: فلانی، من از مرگ می ترسم. اهل جبهه بود ولی با صداقت این حرف را زد، یک رفیق دیگر هم داشت، او هم گفت که من هم دقیقا همین طوری هستم، شما كه صحبت می کردید ما به هم می گفتیم که به جنگ نمی رویم، گفتم ترس از مرگ چیزی نیست، بیا یک مقدار با هم صحبت کنیم شاید حل شد، یک مقدار صحبت کردیم ولی آن ها مثل اینکه حرف ها را بهتر از خود ما گرفتند، گفتند می آییم، هر دو در عملیات کربلای 5 که عملیات بعد از حضور این ها در جبهه بود، به شهادت رسیدند، غرضم از این خاطره، خاطره بعدی است. شب قبل از عملیات که می خواستیم از کرخه حرکت کنیم، این آقا آمد در چادر ما، در چادر زیلویی بود که آن را هم برداشته بودیم، گفت: فلانی من یک مشکلی دارم می خواهم سوال کنم، مشکلش را سوال کرد و رفت و با خوشحالی هم رفت، بعد از عملیات یک نفر آمد به من گفت که فلانی، در چادر چه از شما سوال کرد، گفتم: سوال ساده ای کرد، چطور؟ گفت: قبل از اینکه بیاید و این سوال را از شما بپرسد، به من گفت من یک گیری دارم اگر این گیر را برطرف کنم، من این عملیات رفتنی هستم و بعد که از عملیات بیرون آمد، گفت گیرم برطرف شد.


ببینید در طول یک ماه این سفر معنوی از آن نقطه ای که صادقانه می گوید من از مرگ می ترسم و از خودم بَدم می آید که جبهه نرفتم، یک ماه نکشید که گفت، من یک مشکلی دارم که اگر برطرف شود، من خواهم رفت.


به او گفتم سوالی که از من کرد این بود، آقا من برخی از وقت ها بلند می شوم برای نماز شب و احیاناً برخی رفقای دیگر بلند نشده اند، مقداري این غرور مرا می گیرد و از این حالت بدم می آید، یا بیدار می شوم من را می بینند، یک ذره خوشم می آید، خُب من خیلی ناراحت می شوم من می خواهم نماز شب بخوانم، و از این حالت بدم می آید و ناراحتم از آن. ببینید که روحش چقدر لطیف شده است و از چه چیزهایی ناراحت می شود، چقدر خالصانه و مخلصانه و عمیق عوض شده است.


این حرف بر زبان ما جاری شد و حرفی بود که برای او بود، به او عرض کردم تو رفتی جلوی در خانه خدا، استغفار کنی و الهی العفو بگویی، می خواهی از گناهانی که در طول روز انجام داده ای، حرف بزنی، این حالت بد می آید در قلبت و می گویی که خدایا من از این حالت استغفار می کنم، مثل مادری که بچه مریضش را که تشنج کرده به دكتر برده و یک دفعه در نزد خود دکتر اوضاعش متشنج می شود، می گوید آقای دکتر بچه من همین وضع را دارد، این را درمان کن. گفتم نزد خداوند متعال اگر به حال بدي دچار شدی، به خدا نشان بده تا مداوا کند، این مایه تضرع تو می شود. با کمال سادگی رفت. این حالت های معنوی را می خواستم ترسیم کنم، اینکه امام می فرمود: این ها یک شبه راه صد ساله را طی کردند.


قیام برای خدا بکن، اوضاع معنوی‌ات درست می شود، اگر در جامعه ما جوانی، بی دین وجود دارد برای این است که مدیران فرهنگی جامعه، انقلابی‌گری را توصیه نکردند و ترویج ندادند. مردم، اگر می خواهند سرگرم شوند باید با دیدن فیلم انقلابی سرگرم شوند، انقلابی باشید تا پاک و نورانی شوید، مادرها و پدرهای محترم اگر می‌خواهید بچه‌هایتان پاک، درس خوان، موفق، باصفا و متدین زندگی کنند، باید انقلابی زندگی کنند و راه دیگری ندارد.


اگر می خواهی دخترت محجبه شود، باید انقلابی شود، انقلابی نباشد و بدحجاب هم باشد، با هزار نصیحت هم درست نمی شود، انقلابی نباشد و بی نماز هم باشد، با هزار نصیحت هم درست نمی شود ولی اگر انقلابی باشد به اوج می رسد، آموزش و پرورش در کجای مباحث درسی‌اش تعبیه کرده است که این دانش آموزان را انقلابی تربیت کند، آموزش و پرورش مگر برای درس خواندن نیست، شهید چمران، همیشه نمرات عالی می گرفت. در یکی از مناجات های خود نوشته است، خدایا تو دیدی که من همیشه سعی می کردم تا نمره 20 بگیرم، تلاش و جهاد علمی من برای این بوده است كه هیچ وقت تحمل نمی کردم یک مومن و مسلمان، از نظر علمی زیردست یک کافر باشد، ببینید به انگیزه انقلابی‌گری درس می خواند، اخلاق خانواده را می خواهید درست کنید كه زن و مرد کمتر از هم طلاق بگیرند و بیشتر با هم مهربان باشند و بچه هایشان با صفاتر زندگی کنند، از طریق انقلابی‌گری است، قل انما اعظکم بواحده، خدا یک موعظه می کند، تو انقلابی باش و تو قیام برای خدا انجام بده، این روح تو اصلاح خواهد شد.


جهاد اقتصادی هم كه نام شریف این سال قرار گرفته است، همين است، بايد انقلابی گری کنیم تا در عرصه اقتصاد مشکلات را حل کنیم.


شما قیام برای خدا کن، از نظر معنوی وضع بسیار عالی پیدا خواهید کرد، هرکس از نظر معنوی وضعیتش درست شود، برگردد و در دل خودش نگاه کند ببیند با ظالمانِ سفاک و گرگی که در عالم در حال پاره کردن مردم مظلوم و مسلمان هستند، با آن ها چه رابطه‌اي پیدا کرده است. آدمی که از نظر معنوی روحیه عالی معنوی ندارد، باید برگردد تا ببیند چه نسبتی با آن گرگ های دَدمنش دارد، اگر به خودش نگاه کند، می بیند که یک تناسبي بین او و آنها وجود دارد، باید از آنها فاصله بگیرد، ظلم ستیز شود، عمیقا مرگ بر آمریکا و اسراییل بگوید، عمیقا مرگ بر ظالم بگوید، در اين حالت نمازش هم بهتر می شود و ديگر حاضر نیستی حتي یک لقمه حرام هم بخورد. چرا امروز بايد مرگ بر آمریکا و اروپا بگوییم؟ چون به خاطر یک مقدار نفت چه بلاهایی كه بر سر مردم نمی آورند. در لیبی ببینید که چه جنایت هایی می کنند، خُب يك دليلش، حرام خوردن است و فرقی هم نمی کند، او زورش می رسد که لیبی را بمباران کند، تو زورت می رسد پشت دخل مغازه مال حرام بخوری. این دو را در یک جا می گذارند حتما نباید من و تو موشک داشته باشیم، تا به مظلومی بزنیم، تو هم جیب یکی را خالی کرده ای، حال اگر علیه ظلم قیام کنی، خودت دیگر ظلم نخواهی کرد، این، آن دومینوی عجیب قرآن است که می گوید قل انما اعظکم بوحدة.


اما در بُعد فردی و اجتماعی، ابتدا مسئله اجتماعی را بررسی می کنیم، ببینید چه اتفاقی می افتد.


شما به عنوان منتظر، می خواهید برای فرج حضرت دعا کنید. انتظار یک مقوله فردی نیست، اگر كسي بگويد "آقا امام زمان، من کاری به عالم ندارم، به قیام و قعود شما هم کاری ندارم، به غیبت و ظهور شما هم کاری ندارم، من شما را دوست دارم و با شما مناجات می کنم،" ملائکه یک کشیده به صورتش می زنند و او را به جهنم می‌اندازند. این چه حرف مزخرفی است که می زنی؟ امام زمان، وجود و رنجي که تحمل می کند، به خاطر نجات بشریت است، حالا تو مي گويي "من به بشریت کاری ندارم، فقط به تو علاقه دارم"، این گونه آدم ها خودشان را استهزاء می کنند، مناجات با مهدی فاطمه(س) را استهزاء می کنند، "متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النصر" کی ما تو را می بینیم درحالی که عالم را گرفته ای، ما ظهور تو را می خواهیم، ما از غربت بیرون آمدن تو را می خواهیم، يعني چه كه به عالم کاری نداریم؟  اصلا مقوله انتظار، یک مقوله اجتماعی و برای آدم های انقلابی است، برای آدم هایی است که به فکر بشریت هستند، شما می گویید چون من آدم امام زمانی شدم، امام زمان علیه السلام می خواهد برای مردم عالم کاری کند، من هم برای کسانی لااقل یک کاری بکنم و حرکتت را شروع می کنی. می خواهی دو تا فقیر را سرپرستی کنی و مستمندان را تحت رسیدگی خود قرار دهی، خودت هم پول نداری و می خواهی واسطه شوی تا برایشان پول جور کنی، دو تا حرکت باید از خود براي حضرت نشان بدهد. تو حرکتت را آغاز می کنی و می رسی به ریشه فقر و وقتی می رسی به ریشه فقر باید علیه ظالمانی که مسبب فقر هستند، فریاد بزنی، وقتی این کار را کردی با چه وضعی مواجه می شوی.


خلاصه می کنم، الان اوضاع دنیا این گونه است که با یک ظالم که در می افتی، شبکه بین المللی دنیا دنبالت می آیند، دیگر ظالم منطقه ای را نمی توان از بین برد، ما آمدیم که ظالم منطقه ای خودمان را که شاه ملعون بود، از بین بردیم، 32 سال است که با شبکه بین المللی ظالمان، درگیر شدیم، حالا یا باید شبکه بین المللی ظالمان را از بین ببریم، یا باید برگردیم تحت ستم و چون ما تحت ستم برنمی گردیم، پس باید آن ها از بین بروند.


این اوضاعی که در عالم می بینید، همه دنباله همان بازی دومینویی است که تو علیه ظالم منطقه ای قیام کن، شبکه بین المللی ظالمان به حرکت در می آیند و به ولوله می افتند که در مقابل شما بایستند. شما تا قیام کردید و در قیام خود استواری کردید، نتیجه اش این شد که مردم منطقه یکی یکی برایشان بیداری حاصل شد و وقتی بیداری حاصل شود، شبکه بین المللی ظلم باید چه کند، آیا می شود یکی از این کشورها بدون کشور دیگر، به پیروزی برسد؟ همه باید با هم به پیروزی برسند والا نمی شود این اوضاع را ادامه داد، حالا غربی ها هر غلطی که می خواهند بكنند، می دانند که تمام جنایت هایی که در منطقه می کنند، برایشان هزینه دارد، اما چاره ای ندارند. می دانند آن ها را به شکست نزدیک می کند، اروپایی های نامردی که حمله می کنند به کشورها و آن ها را غارت می کنند، می دانند که دارند، جنایت می کنند، ولی شما باور کنید که آن ها راه دیگری ندارند، در حال نابودی هستند، از درون درحال متلاشی شدن هستند، جای پای دیگري در منطقه ندارند.


آقا تو یک نفره بلند شو و قیام بکن ببین نتیجه اش چه می شود. بقیه اوضاع عالم درست خواهد شد، ما خوشبختیم که ظالمان دنیا با هم پیوسته اند، همه همدیگر را کمک می کنند و هوای یکدیگر را دارند، همه بقایشان را وابسته به بقای دیگر می دانند، اینجوری به چه نتیجه ای خواهیم رسید، به این نتیجه می رسیم که با زدن هر کدام از این ظالم ها، با سست کردن بنیان هرکدام از این ظالم ها، پایه‌ی حاکمیتی کل ظلم در جهان زده می شود.


در چنین شرایطی، چاره ای نخواهد بود که مهدی فاطمه ظهور کند، آقای ما بیاید و عالم را نجات دهند و مقدمات فرج این است و این قاعده برای ظهور است و در قاعده که بداع حاصل نمی شود، در حادثه بداع حاصل می شود. باید جهان به اینجا برسد و خوش به حال شما مردم که توانستید مقدمه ساز شوید، اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله شهدایی که در همین منطقه به شهادت رسیدند در عملیات کریلای 5 من یک روضه ای در دو کوهه برایشان خواندم و همان روضه را برای شما می خوانم.


شهدا ما برای غربت شما گریه نمی کنیم، اگر چه شما غریب بودید، اگر چه شما در اوج عصمت و پاکی يكي يكي در این خاک گلوله می خوردید و زمین می افتادید و ملائکه مناجات های شما را می شنیدند و به حال شما غبطه می خوردند. شما مظلوم بودید ولی مظلومانی عزتمند. در دو کوهه وقتی این روضه را برایشان خواندم نمی دانید، چه کردند، به آن ها گفتم بچه ها عكس هایتان را آماده کردید، رسم بود که بچه ها به جبهه كه می آمدند، عکسی را به صورت دسته جمعی می انداختند و یادگاری در خانه می گذاشتند، می گفتند وقتی شهید شدیم این عکس را داشته باشید. یک لطفی بود که در حق خانواده و بچه محل ها می کردند. الان شما که آمدید جبهه را زیارت کنید، برخی هایتان زایران کربلای اباعبدالله الحسین هستید، خوش به حالتان هیچ کدام عکس و وصیت نامه نگذاشتید، اما هرکسی از رزمنده ها می آمد، دستش را از دنیا شسته بود و خداحافظی هایش را کرده بود، گفتم بچه ها شما عکس هایتان را انداختید و آماده عملیات هستید، دیدار نزدیک است و همه شما می دانيد که هر کدام از شما که شهید شود، مردم دور خانه شما می ریزند و به شما و به پدر و مادرتان احترام می گذارند، به بچه هایتان اگر بچه ای دارید به اهل و عیال شما، گل گردنشان می اندازند، عکس‌تان را روی حجله قرار می دهند، اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله، کربلا هر شهیدی که روی زمین می افتاد، می دانستند که سرشان روی نیزه می رود و بچه هایشان را به اسارت می برند، ای زایران کربلا، که از شلمچه کربلا می روید، بدانید که امام حسین جور دیگری شما را تحویل می گیرد، می گوید به به این ها بوی سربازان خود من را می دهند، کجا بودید در شلمچه بودید، گرد و غبار پاک قدوم شهدای کربلا روی سر و صورت شما نشسته است و وارد کربلا می شوید، بیشتر شما را می پذیرند ولی هر وقت آنجا رفتید شهادت دهید، می دانید در کربلا چه روضه ای باید بخوانید تاهمه شهدای کربلا با شما گریه کنند، وقتی بین الحرمین رفتید، بگویید امان از دل زینب، چه خون شد دل زینب؛ تمام شهدای کربلا با شما هم نوا خواهند شد، شهدای کربلا هنوز هم برای زینب گریه می کنند، بگویید که ما از شلمچه ای می آییم که شهدای زیادی داده ولی خواهر هیچ کدام را به اسارت نبردند، دختر بچه های هیچ شهیدی را تازیانه نزدند، ما شرمنده شما هستیم ای حسین، خدایا هرچه سریع تر این شلمچه را شاهد حضور مهدی (عج) قرار بده...


درخواست سرکرده گروهک منافقین از آمریکا

مریم رجوی در سخنان جالبی پاسخ مسلحانه اعضای گروهک متبوعش را به ارتش عراق، "حماسه دفاع از آزادی و شرف مردم ایران" توصیف کرده است.

سرکرده گروهک تروریستی مجاهدین خلق اقدام ارتش عراق علیه این گروهک را که بر اساس قانون اساسی عراق انجام شده، "جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی" خواند.

بر اساس اطلاعیه ای که گروهک مجاهدین خلق برای «الیوم السابع» ارسال کرده، مریم رجوی در سخنان جالبی پاسخ مسلحانه اعضای گروهک متبوعش را به ارتش عراق، "حماسه دفاع از آزادی و شرف مردم ایران" توصیف کرده است.

با وجود حمایت های گسترده محافل رسانه ای و مقامات آمریکا و غرب از گروهک تروریستی مجاهدین خلق، رجوی انتظارات بیشتری را از آن‌ها مطرح کرده و خواستار ورود جدی و حمایت های عملی از گروهک مجاهدین خلق شده است.

وی همچنین تأکید کرده که امریکا و اتحادیه اروپا و همچنین سازمان ملل متحد، از پنج روز قبل به‌طور کامل از تمامی جزئیات نقل و انتقالهای نظامی و آماده‌سازی‌های ارتش عراق برای حمله به اردوگاه اشرف مطلع بوده‌اند.

رجوی در پایان با اشاره به همین موضوع تاکید کرده که دولت آمریکا به تک‌تک ساکنان اشرف در رابطه با حفاظت آنان به‌صورت مکتوب تعهد داده است و الآن بایستی در برابر تعهداتش مسئول باشد.

اما دولت آمریکا در حالی به اعضای گروهک تروریستی منافقین برای تامین امنیت آنان "تعهد مکتوب" داده است که هم اکنون نام این گروهک در لیست سازمان های تروریستی کاخ سفید قرار دارد.

واشنگتن که مدعی مبارزه با تروریست هاست، هنوز توضیحی درباره تعهدش در تامین امنیت گروهک منافقین نداده است. آمریکا از چندین سال پیش افغانستان را به بهانه مبارزه با تروریست ها اشغال کرده است؛ اقدامی که به کشتن زخمی شدن صدها هزار افغانی منجر شده است.

کاربران خارج‌نشین بالاترین: ما پول گاز نمی‌دهیم

تاکنون طرح‌های دیگری چون زدن همزمان اتوها برق، روشن کردن چراغ اتومبیل ها در روز، سد معبر کردن، تحریم تاکسی و اتوبوس و ... از سوی فعالان جریان آشوب پیشنهاد شده که دستمایه سایت های سرگرمی و نوشتن مطالب طنز زیادی شده است.

 هامون نیوز به نقل از  ایران، پس از شکست های مکرر جریان فتنه در طرح‌های بامزه ای که هر از چندگاهی از سوی «متفکران» این جریان مطرح می‌شوند، اخیرا پیشنهاد جالب دیگری از سوی رسانه های این جریان تبلیغ می‌شود.

در این طرح کاربران سایت ضد انقلاب بالاترین از مردم خواسته‌اند که قبوض گاز مصرفی خود را پرداخت نکنند تا بتوانند از این طریق نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند!

آن ها که طبق معمول در این راستا اقدام به ساخت و طراحی پوستر‌ها و شعارهایی کرده‌اند، با دادن عناوینی چون «نهضت ملی» به طرح خود می‌کوشند تا بر روی مخاطبان خود تاثیر بگذارند.

این تحرکات جالب در حالی صورت می گیرد که اکثر کاربران بالاترین را خارج نشینانی تشکیل می دهند که طبیعتا قبضی برای پرداخت ندارند.

با این حال این کاربران برای فریب مخاطبان خود از عناوینی چون «من قبض گاز را نمی‌دهم» استفاده می‌کنند.

سایت اتاق فکر لندن(جرس) در جریان درگیری سال 88 خود با بالاترین ضمن افشای "خارج نشین بودن اکثر کاربران" این سایت عنوان کرد: "عمده کسانی که در بالاترین لینک های افراطی می گذارند خارج نشین اند که خودشان جرات به خیابان آمدن را ندارند". اغلب لینک های سایت بالاترین توهین به مقدسات مسلمانان یا فرهنگ و رسوم اقشار مختلف ایرانیان است.

گفتنی است تاکنون طرح‌های دیگری چون زدن همزمان اتوها برق، روشن کردن چراغ اتومبیل ها در روز، سد معبر کردن، تحریم تاکسی و اتوبوس و ... از سوی فعالان جریان آشوب پیشنهاد شده که دستمایه سایت های سرگرمی و نوشتن مطالب طنز زیادی شده است.


کوئيست، تهدیدی امنیتی نه اقتصادی


«اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش و خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آ‌ن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.» این جملات بخشی از پروتکل شماره‌ی 9 دانشوران صهیون است که از قضا رابطه‌ی قابل اعتنایی با ساختار فکری و آموزشی شرکت هرمی- فرقه‌ای کوئست دارد...

با توجه به اسناد مکتوب به دست آمده در دفاتر هرمی و هم‌چنین پژوهش میدانی در میان اعضای شبکه‌ی کوئست، نوعی تغییر در نگرش و رفتار و نیز تغییر الگوهای روانی و اعتقادی دریافت شد. نوعی استحاله و جهش منفی در سیستم ارتباط اجتماعی اعضای کوئست به وجود آمده است که ضمن ایجاد پرخاشگری، هیجان کاذب و دگرگونی خاصی در تعیین مصادیق الگوی رفتاری و فکری ایشان ایجاد کرده است.

حماسه نیوز به گزارش بولتن نيوز: الگوهای رفتاری، اعتقادی و اجتماعی این افراد به طور نامحسوس در حال تغییر کلی و جزیی است. ساختار آموزشی و نهادهای ارزشی کوئست در طی یک دهه می‌تواند به طور کلی باورهای افراد را تحت‌الشعاع خود قرار داده و این مهم عرصه‌ی جدیدی را برای مطالعه و تحقیق به وجود آورده که در این نوشتار به بررسی این موضوع می‌پردازیم:

«اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش و خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آ‌ن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.»

این جملات بخشی از پروتکل شماره‌ی 9 دانشوران صهیون است که از قضا رابطه‌ی قابل اعتنایی با ساختار فکری و آموزشی شرکت هرمی- فرقه‌ای کوئست دارد. «ویجی اسواران» که مدیریت شرکت هرمی- فرقه‌ای کوئست را بر عهده گرفته است، همراه با کمپانی کوئست هدف خود را خدمت‌رسانی به جوامع و بشریت معرفی می‌کند اما در واقع به دنبال اهداف دیگری است که شامل مبانی سکولاریسم است و نشانه‌های آن به تأیید متخصصان در کتاب «در قلمرو سکوت» که اثر وی است به وضوح یافت می‌شود.

جالب این‌جاست که «ویجی اسواران» هندو بوده و مدعی است که قصد دارد راه خوشبختی را به مردم و جوامع بیاموزد و کوئست را با هیچ دینی در تضاد نمی‌داند. حال این سؤال مطرح می‌شود که اگر مقصود کوئست فعالیت اقتصادی است این شعار که «کوئست با هیچ دینی در تضاد نیست» چه معنایی دارد و به چه دلیل یکی از برنامه‌های ایشان دیدار با رهبران ادیان مختلف است؟!

واقعیت آن است که سران کمپانی هرمی- فرقه‌ای کوئست زمانی که دریافتند با استفاده از روش‌های معمول قادر نخواهند بود در یک سیر چند ساله، افراد جامعه را به الحاد و سرکشی بر علیه دولت‌های خود برسانند، بر آن شدند تا با بهره‌گیری از پروتکل‌های صهیونی، مسیر فکری و اعتقاد الحادی خود را در قالب بازاریابی شبکه‌ای و تحت نام کوئست ایجاد کنند تا پس از جذب افراد با شعارهایی که منشأ آن نیازهای اولیه‌ی مردم است آن‌ها را به سمتی سوق دهند که هر آن‌چه اعتقاد و سنت افراد جوامع است تحت ‌تأثیر آن قرار گیرد. بدیهی است که هیچ حرکت و سیر تحولی امکان‌پذیر نمی‌باشد جز این‌که یک جهان‌بینی و ایدئولوژی بستر و پشتیبان آن باشد تا در هر دست‌انداز و نقیصه‌ای آن را یاری کند.

کمپانی کوئست در این راستا دست روی آموزش‌هایی می‌گذارد که منشأ آن الحاد و ناکارآمدی خدای جوامع توحیدی است. آموزش‌های عرفان کهکشانی تمام خاستگاه‌ها و نیاز افراد را به مرجعی ارجاع می‌دهد که نه خدایی توحیدی است و نه خدایی مادی، تا از این موضوع نه به‌طور مستقیم ولی با الحاد مقدماتی ماتریالیسم را دامن زده و اومانیسم عرفانی را تبلیغ نماید و از طرفی بعد روانی معناگرایی افراد را نیز ارضا نماید.

گزاره‌های عرفان کهکشانی که از راه آموزش‌های متعدد به صورت کتاب‌هایی مثل «حکایت دولت و فرزانگی»، «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟»، «قورباغه‌ات را قورت بده»، «راز شاد زیستن»، «در قلمرو سکوت» و نیز فیلم «راز» در اختیار زیرمجموعه‌ها و اعضای کوئست قرار گرفته با منشأ ادیان باستانی سعی در ارایه‌ی بینشی دارد که منشأ تحقق تمامی خواسته‌های بشری را کائنات و کائنات را خدمت‌گزار بشر می‌داند.

در فرهنگ آموزشی دسیسه‌ی کوئست، کائنات در جایگاهی قرار گرفته‌اند که پاسخ‌گوی تمام نیازهای بشری هستند و نیازها همانا نیازهای مادی و ثروت‌ اندوزی هستند که این نیازها نیز در یک سیر آموزشی توسط خود کمپانی و الگوهای معرفی شده توسط کوئست گسترش یافته‌اند و بر اساس همین آموزه‌ها تمرکز بیش از حد «تو» به آرزوهایت باعث رسیدن تو به اهدافت می‌شود و کائنات این‌گونه به تو آن‌چه می‌خواهی را می‌دهد.

از سوی دیگر در پروتکل شماره‌ی 23 دانشوران صهیون آمده است: «البته در تبلیغاتمان روی مبانی تربیتی و جنبه‌های اسرارآمیز و اعجازانگیز این دین (یهود) تأکید فراوان می‌ورزیم و در موقع لزوم، مقالاتی منتشر می‌کنیم و میان نحوه‌ی حکومت ربانی خود و حکومت‌های گذشته‌ مقایسه‌هایی به عمل می‌آوریم و اشتباهات حکومت‌های غیریهودی را به گونه‌ایی بسیار روشن بازگو می‌کنیم.»

بدین وسیله گزاره‌های الحاد کهکشانی دست ‌مایه‌ای مؤثر جهت رشد و تکثیر شبکه‌ی هرمی کوئست گردید که از یک‌سو تقویت‌کننده‌ی شبکه و از سوی دیگر برآورده‌کننده‌ی افکاری است که مقدمات الحاد افراد را به وجود می‌آورد.

آن‌چه در یک دهه‌ی گذشته قابل توجه می‌باشد، تکثیر بسیار زیاد کتب آموزشی است که با بهره‌گیری از روان‌شناسی، به مفاهیمی چون موفقیت، مدیریت و درآمد و ثروت پرداخته‌اند.

صهیونیسم جهانی در طول یک‌صد سال گذشته با هدف‌گذاری جهت از بین‌بردن همه‌ی ادیان، خدای دین هندو را ارج می‌نهد و اکنون شرکت هرمی-‌ فرقه‌ای کوئست با ظهور «ویجی اسواران» که هندویی مالزی‌تبار است، ساز موافق صهیونیسم را می‌نوازد.

کتاب‌هایی چون «حکایت دولت و فرزانگی»، «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟»، «قورباغه‌ات را قورت بده»، «راز شاد زیستن»، «در قلمرو سکوت» و در نهایت فیلم مستند «راز» که خود بیش از همه به این مفهوم پرداخته است که هر مشکلی را در درون خود جست‌وجو کنید و هر موفقیتی از اصلاح درون تو شروع می‌شود (مقدمات انقطاع از خدا) و این موضوعات فارغ از هر چیزی مرجع هر اتفاقی را به‌طور مطلق خود انسان و ذهن او می‌داند و یک نوع اومانیسم روانی و رفتاری را دامن می‌زند که در فیلم راز به آن صحه گذاشته شده است.

مرجع هر اتفاق خوبی ذهن توست و خارج از تو هیچ قدرتی بر تو مسلط نیست و منشأ هر چیزی تو هستی و در ادامه کائنات را مرجع و فرمان‌بردار تمام نیازهای فرد می‌خواند (اتصال تدریجی همه چیز به کائنات) و این‌که هر آن‌چه معنا و ماورا می‌خوانیم، کائناتی است که تابع ذهن تو می‌باشد و در این‌جا اومانیسم فلسفی را دامن می‌زند. آن‌چه در حال حاضر در کتب آموزشی و نوع تفکراتی که در سلسله آموزش‌های کوئست در حال تبلیغ و گسترش است چیزی جز محتوای فیلم راز نیست.

آری؛ این‌گونه است که صهیونیسم جهانی در طول یک‌صد سال گذشته با هدف‌گذاری جهت از بین‌بردن همه‌ی ادیان، خدای دین هندو را ارج می‌نهد و اکنون شرکت هرمی-‌ فرقه‌ای کوئست با ظهور «ویجی اسواران» که هندویی مالزی‌تبار است، ساز موافق صهیونیسم را می‌نوازد. بنابراین شایسته است مسؤولین و دستگاه‌های مربوط با جدی گرفتن خطر کوئست نه به عنوان یک تهدید اقتصادی، بلکه به عنوان یک تهدید امنیتی به مبارزه و آگاه سازی جوانان نسبت به این دسیسه‌ی هرمی بپردازند.

نقش هاشمی در بین کارشکنان هسته‌ای

رئیس جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در پنجمین جشن روز ملی فناوری هسته‌ای به باور اشتباه دشمنان درباره ملت ایران اشاره کرد و گفت: دشمنان ملت ایران باور داشتند که می توانند جلوی ملت ایران را بگیرند؛ ما از بعضی تحلیل های درون گروهی آنان اطلاع داریم که باور داشتند اگر فشار بیاورند ملت ایران عقب نشینی می کند.

هامون نیوز به نقل از شبکه ایران، دکتر احمدی نژاد سپس با بیان اینکه بعضی هم از داخل پالس هایی به دشمن می دادند، افزود: موردی داشتیم که می رفت، مستمر مذاکره می کرد و می گفت « چرا فشار را زیاد نمی کنید؟ چرا قطعنامه هایتان ضعیف است ؟ تند کنید و فشار بیاورید» و این را دشمنان واقعاً باور داشتند.

در همین راستا، محمود احمدی بیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با شبکه ایران با اشاره به اینکه برخی افراد و جریان ها برای ناکارآمد نشان دادن اقدامات و رویکرد هسته ای دولت احمدی نژاد پالس هایی را از داخل کشور به دشمن می دادند، تصریح کرد: این موضوع بویژه در جریان فتنه ۸۸ کاملا آشکار شد.

گروه اول

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در همین راستا به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره تاثیرگذاری تحریم های ضد ایرانی اشاره کرد و افزود: آقای هاشمی تلاش کرد چنین القا کند که قطعنامه ها نظام ما را به خطر می اندازد و اقدامات ضدایرانی دشمن تاثیرگذار بوده است.

گروه دوم

به گفته بیغش “حتی برخی دیگر از سیاسیون مسافرت ها و ملاقات هایی با برخی سازمان های بیگانه داشتند تا گروه ۱+۵ را وادار به افزایش فشارهای و قطعنامه های ضد ایرانی کنند.”

وی با اشاره به اینکه این افراد تلاش می کردند به بیگانگان دلگرمی بدهند، گفت: برخی افراد مستقیم و یا غیر مستقیم با ۱+۵ مذاکراتی داشتند و حتی حاضر بودند استقلال کشور را به بیگانگان واگذار کنند.

گروه سوم

بیغش به گروه دیگری از مخالفان رویکرد هسته ای دولت اشاره کرد و گفت: برخی افراد که خود را هم اصولگرا می نامند به دلایل مختلف از جمله تنگ نظری ها حاضر شدند برای منافع دنیوی علیه دولت کارشکنی کنند.

نماینده مردم شازند در مجلس تصریح کرد: این گروه از اصولگرایان با منفی بافی علیه دولت تلاش می کردند که رویکرد دولت در موضوع هسته ای را ناکارآمد و هزینه زا جلوه دهند که البته با حمایت های بی دریغ رهبر معظم انقلاب و پشتیبانی ملت ایران عکس این ادعاها واقع شده و موفقیت بسیاری به دست آمده است.

سيل بي حجابي در جامعه راه افتاده و دولت هم فقط حرف مي زند

سيل بي حجابي در جامعه راه افتاده و دولت هم فقط حرف مي زند

سیلی از بی حجابی در جامعه به راه افتاده است که اگرجلوی آن گرفته نشود وضعیت موجود از این هم بدتر خواهد شد.
به گزارش جهان محمد تقی رهبر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با انتقاد از وضعیت حجاب در کشور به شفاف گفت:وضعیت حجاب نسبت به گذشته هیچ فرقی نکرده است حتی می‌توانم بگویم یک مقدار ناهنجاری‌ها هم بیشتر شده است.

رهبر با انتقاد از عملکرد دولت در زمینه حجاب افزود:دولت چکار کرده است؟ تنها حرفی که آقایان زدند این بود که باید کار فرهنگی انجام شود اما ما کار فرهنگی آنچنانی هم از آقایان ندیدیم. ما به کار فرهنگی اعتقاد داریم اما هم کار فرهنگی لازم است و هم باید برخورد شود اگر منکر در جامعه ، منکر است پس علاوه بر کار فرهنگی کار اجرایی هم انجام دهید.

نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد:دولت نگاهی دارد که از طرف علما و روحانیون بسیار مورد اعتراض قرار گرفته است اما متاسفانه دولت به آنها اهمیتی نداد. این درست است که نگاه باید فرهنگی باشد اما تنها فرهنگ نمی‌تواند مشکلات جامعه را کاهش دهد.

وی تصریح کرد:دولت در مورد عفاف و حجاب هیچ کاری انجام نداده است و تمام تظاهرات و تجمعات مردم و اعتراض روحانیون را نادیده گرفتند.

رهبر گفت:ما با وزار و فرماندهان کشور جلسه داشتیم برای بررسی وضعیت حجاب شما به دانشگاه‌ها، بانک‌ها و بیمارستان‌ها سر بزنید ببینید کجا کار فرهنگی شده است.

وی با اشاره به فعالیت های خودجوش طلاب در زمینه حجاب گفت:طرح ریحانه النبی هم که در مدارس راه اندازی شد از سوی طلاب قم بود که وزارت کشور هم در حد جزیی حمایت‌هایی از آن طرح انجام داد.

وی گفت:بدحجابی و بی‌حجابی در کشور بعد سیاسی و تخریبی پیدا کرده است و راهی برای مقابله با نظام شده است.

عضو جامعه روحانیت مبارز در ادامه گفت:نمایشگاه‌هایی هم که در خصوص لباس برگزار شد به درد محل‌های کارنمی‌خورد. آقای وزیر گفته بودند که ۵ میلیارد برای ساماندهی لباس در اختیار داریم اما این نمایشگاه‌هایی هم که برگزار شد طبق نظر کارشناسان هیچ بازدهی‌ای نداشت و در حد مد امروز هم نبود.

رهبر اظهار داشت: قانون ساماندهی عفاف و حجاب در مجلس هفتم مصوب شد و چند وزارت خانه مسوول شدند، حال دولت بگوید بعد از ۴، ۵ سال چه کرده است؟ اهتمامی روی این مساله نبوده است.حاکمیت مسوول امر به معروف و نهی از منکر است.


فرد فحاش به فائزه هاشمی بازداشت شد

 
دادستان کل کشور گفت فردی که به فائزه هاشمی فحاشی کرده بود بازداشت شد و پرونده ای در این باره بر علیه وی تشکیل شده است.

 محسنی اژه ای افزود: "برخی از مقامات امنیتی نیز به دنبال سایر متهمانی هستند که به صورت خودسر امنیت اخلاقی جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند."

در روزهای گذشته انتشار فیلم فحاشیهای رکیک به فائزه هاشمی، فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باعث واکنشهای فراوانی در میان جامعه و نخبه گان شد. وزیر اطلاعات نیز از ارسال پرونده اشخاص خودسر به قوه قضائیه خبر داده بود.


حمله حاميان فتنه به بنرهاي اخراجي ها3

حمله حاميان فتنه به بنرهاي اخراجي ها3

 فارس:«اخراجی‌ها 3» به همت بسیج دانشجویی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران از ساعت 11 تا 13 روز دوشنبه در تالار الغدیر این دانشکده اکران شد.

این اولین اکران فیلم «اخراجی‌ها 3» در یکی از دانشگاه‌های کشور است که با استقبال پرشور دانشجویان دانشگاه تهران مواجه شد، به طوری که مسئولان برگزاری این فیلم مجبور شدند تا 500 بلیت بفروشند، در حالی که ظرفیت سالن الغدیر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تنها 400 نفر است و در نتیجه برخی از دانشجویان به صورت ایستاده به تماشای این فیلم پرداختند.

از نکات حاشیه‌ای این بود که طی روزهای گذشته عده انگشت‌شماری از حامیان فتنه در دانشگاه تهران، پوسترهای تبلیغاتی پخش این فیلم را از بردهای دانشگاه کنده و پاره می‌کردند و حتی بنرهای پخش این فیلم را نیز دزدیدند.

با وجود این کارشکنی‌ها اکران این فیلم در دانشگاه تهران با استقبال پرشور دانشجویان مواجه شد و در بخش‌هایی از این فیلم که علیه سران فتنه مطالبی عنوان می‌شد دانشجویان به تشویق می‌‌پرداختند.
 

چرا منافقین از کفار بدترند؟

  با فحش می گفت:چرا شماها نمی‌آیید به ما بپیوندید؟!    
 

 
حمید داودآبادی-در هنگامی که ملت ایران اعم از مسلمان و غیرمسلمان، حزب اللهی و غیرحزب اللهی، زیر بارش موشک‌های مرگ آفرین صدام قرار داشتند، منافقینی که فرزندان همین آب و خاک بودند و پدر و مادر و خانواده‌شان در همین شهرها زندگی میکرد، برای خوش‌رقصی جلوی صدام، نشانی دقیق را به ارتش بعث عراق میدادند. بمباران وحشیانه و موشک‌باران خانه و کاشانه، مجلس عروسی و جشن تولد، همه و همه حاصل خیانت آنانی بود که از خانواده و ملت خود بریده و برای فدا کردن خویش در پای رجوی، از هیچ خباثتی کوتاهی نکردند.

ارتش بعث عراق، به بهانه‌ی دفاع از خاکش و در اصل به‌طمع اشغال آن قسمت از خاک ایران – خوزستان - که آن را "عربستان" مینامید، به ایران حمله کرد. ولی منافقین به چه بهانه و با چه هدف وطن دوستانه‌ای! پیش‌مرگان صدام شدند و در کنار ترورها و بمب گذاری های فراوان و به شهادت رساندن حداقل 000/16 نفر از مردم بی‌گناه، در عملیات مختلف به داخل مرزهای ایران حمله کرده و راه را برای اشغال‌گری صدام و اربابانش بازکردند؟

این جاست که می‌شود فهمید وقتی امام خمینی (ره) درباره‌ی گروهک مجاهدین خلق - که ملت ایران به‌حق آنان را منافقین نامیدند - میفرمود: "این منافقین هستند که از کفار بدترند."
آن چه در پی میآید، شرحی کوتاه است بر یکی از کسانی که ننگ محل ما بود و متاسفانه هنوز هست!

 


برگ اول
فرزندی که مثلا به‌رهبری رجوی می‌خواهد کشور ایران را آزاد کند، مادر خود را مزدور و دلقک می‌نامد:

 

احمد عبدی: من به بچه محلهامون سلام خاص میرسونم بچه های تهراننو شرق تهران، تهران پارس ابوریحان. پیام خیلی خوب اشاره کرد و گفت پدر و مادری که بر سر مزار عزیزش میره چطور از طرف رژیم حبس حالا همین رژیم ....... یک مزدوری رو آورده جلوی در اشرف که به‌اصطلاح مادر من محسوب میشه به اسم دیدار خانوادگی و عاطفه مادری. الان من به این دلقکهایی که جلو در هستن میگم.
بگذریم که این مزدور سابقه طولانی داره در رفتن با رژیم ....... مدتی به عنوان نماینده خانواده اسرا بود مدتی در ارگانهای مختلف رژیم کار کرد و الان هم تمام احساس و عواطف مادری خودش رو خرج ولی فقیه ......... کرده و داره در خدمت اونها کار میکنه.
1389/3/28
سایت رسمی منافقین (سازمان مجاهدین خلق)

 


برگ دوم
این خبر تاسف بار را درباره‌ی همان مادر چشم انتظار فرزندش بخوانید:

 

خانم توکلی مادر احمد عبدی یکی دیگر از اسرای ذهنی و عینی در فرقه رجوی که به حالت گریه میخواند "غم هجران تو گفتم با شمع، آنقدر سوخت که از گفته پیشمانم کرد". احمد در جبهه جنگ ایران و عراق اسیر نیروهای عراقی شد و بعد سر از پادگان اشرف در آورد. فرقه رجوی احمد را وادار نمود تا مادر خود را "به‌اصطلاح مادر" خطاب کند. مادر اما میگوید که احمد جان و تمام وجود من است.
17/7/1389
سایت اینترنتی "بنیاد خانواده سحر"
www.saharngo.com/fa/story/1421

 

 

مادر "احمد عبدی" که چند ماه است در مقابل اردوگاه اشرف در عراق، چشم انتظار او نشسته، بر تنها تصویر فرزندش بوسه می زند

 

 

برگ سوم
این مثلا خاطرات عجیب تر را هم که "مجید روحی" از هم‌رزمان احمد عبدی در کمپ منافقین که از اردوگاه اشرف گریخته و برای دل‌خوشی مادر او نوشته، بخوانید:

 

مسعود و مریم رجوی! مادر احمد عبدی که زنده است.
من و پسرت احمد عبدی با هم در یک قرارگاه بودیم و خیلی وقتها با هم سر پست نگهبانی میرفتیم و حرف می‌زدیم. احمد برای من خاطراتش را تعریف میکرد ....
5/8/1389
وبلاگ شخصی "مجید روحی"
www.rohi13.blogfa.com/post-2926.aspx

 


برگ چهارم
این هم خبری دیگر درباره‌ی احمد عبدی که ظاهرا در یکی از حملات تروریستی‌اش به خاک ایران، سخت مجروح شده است، از زبان یکی دیگر از هم‌رزمان دیروزش:

 

در جریان تهیه گزارش حقوق بشر در خصوص ایران رهبری مجاهدین تعدادی از افراد مجروح در عملیات های تروریستی ویا جبهه‌ای‌اش را به‌عنوان اسناد شکنجه به اروپا اعزام کرد تا مظلم نمایی کرده وچیزی گیرش آید.
احمد عبدی و عبدال اسدی دو نفر از این آدمها بودند که هر دو در عملیات مجروح گشته رجوی در آخرین توجیه به این گونه افراد می‌گفت فرقی نمی‌کند این هم کار مامور رژیم بوده زندان و غیر زندان برای ما میدان است لذا اینها هم شکنجه محسوب می‌گردد ،این گونه موارد اکنون رنگ عوض کرده و به ترفند نوشتاری تبدیل گشته و رهبری فرقه این چنین چشم بسته‌گان را قربانی می‌کند و هر چرندی را به هر عضوی متناسب با شخصیت و کاراکتر فرد منعکس می‌کند.
20/1/1390
سایت پرونده‌ی سیاه
www.theblackfile.com/default.aspx?app=ArticleManagement&page=ArticleView&catId=38&catParId=35&artId=203&Type=2

 


برگ پنجم
این هم چهره‌ی واقعی "احمد عبدی" در میان خاطرات حمید داودآبادی:

 

سرانجام "حسین عزیزی" توانست همراه چند نفر از بچه‌های محل از جمله "حسین شمس" - پسر حاج آقا شمس امام جماعت مسجد امام حسن (ع) - و "احمد عبدی" به جبهه بروند. طولی نکشید که خبر اسارت آن سه نفر را آوردند. ظاهرا جزو نیروهای "ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران" بودند.
10 سال بعد، مرداد ماه 1369، حسین عزیزی و حسین شمس، سربلند و مفتخر در میان آزادگان سرافراز به خانه بازگشتند، ولی از احمد عبدی یا همان‌طور که در محل معروف بود "احمد جنبشی" خبری نشد. خانواده‌ی او هم جلوی منزل‌شان را چراغانی کرده و انتظار آمدنش را می‌کشیدند، ولی خبری نشد.
بچه‌‌های محل وقتی فهمیدند احمد عبدی چه کرده، چراغ‌های دم خانه‌شان را شکستند.

 

آنهایی که از اسارت آمده بودند، می‌گفتند:
"از همان اول که اسیر شدیم، وقتی ما را با قطار می‌بردند بصره، احمد داد و فریاد راه انداخته بود که:
- من رو اشتباه گرفته‌اید، من جزو مجاهدین خلق هستم. من اومده بودم تا از جبهه اسلحه برای تهران ببرم.
ما اول فکر می‌کردیم احمد برای این‌که اذیتش نکنند این حرف‌ها را می‌زند، ولی بعدا فهمیدیم قضیه چیز دیگری است. کم کم احمد، از طرف منافقین (مجاهدین خلق) شد مسئول اردوگاه‌های اسرای ایرانی و یکی از وحشی‌ترین شکنجه گرانی که اسرای ایرانی را برای جذب به منافقین، زیر فشار قرار می‌داد.

 

یکی از بچه‌های محل می‌گفت:
- هنگامی که احمد مرا می‌زد و شکنجه می‌داد، به‌ش می‌گفتم: "بی‌معرفت، ما با هم بچه‌ محل هستیم، حداقل حرمت رفاقت‌مون از بچگی تا حالا رو نگه‌دار و ما رو اذیت نکن." که شروع می‌کرد به فحش دادن و می‌گفت که چرا شماها نمی‌آیید به ما بپیوندید؟

 

پدر یکی از شهدا که خانه‌شان در همسایگی خانه‌ی پدر عبدی بود، می‌گفت:
- من از این در عجب بودم که این همه اسیر ایرانی توی عراق بودند، ولی فقط احمد زنگ می‌زد خونه‌ی ما که پدر یا مادرش را صدا می‌کردم و راحت با آنها حرف می‌زد. من همه‌اش برام سوال بود که چطور اسرای دیگه نمی‌تونند به خونه‌شون تلفن بزنند؟
احمد عبدی همچنان در عراق ماند و با جنایاتی که انجام داد، توانست برای منافقین و عراق به یکی از کادرهای اصلی و بازجوی اسرا تبدیل شود.
کتاب "از معراج برگشتگان" نوشته "حمید داودآبادی" چاپ "موسسه فرهنگی عماد" صفحه ۱۱۱-


سنگ تمام BBC براي منافقينBBC

درگيري نيروهاي عراقي با بقاي گروهک تروريستي منافقين در اردوگاه اشرف، بازتاب متفاوتي در شبکه بي بي سي فارسي داشته است

هامون نیوز  اين شبکه که عنوان بهترين رسانه سال 2009 ماهواره هاتبرد را يدک مي کشد با پخش متوالي تصاوير درگيري سحرگاه جمعه 19 فروردين نظاميان عراق با اعضاي منافقين و با رويکردي عاطفي سعي در برانگيختن حس ترحم بيننده خود دارد.

اين شبکه که مستقيما از سوي وزارت امور خارجه انگليس حمايت مالي مي شود در گزارش شب گذشته خود تلاش کرد ضمن مصاحبه با کارشناسان خود به اصطلاح محکوميت اين موضوع از سوي برخي سياسيون و نهادهاي حقوقي را برجسته کند و سپس خروج منافقين از ايران به فرانسه و عراق را توجيه نمايد.

بي بي سي در حالي سعي کرد به واکنش هاي کم تعداد محکوميت اين اقدام دامن بزند که دولت ايالات متحده نام منافقين را در ليست گروههاي تروريستي همچنان حفظ کرده است.
بي بي سي درباره اينکه منافقين با کدام توجيه عليه مردم کشور خودشان اسلحه به دست گرفته و جمع زيادي از شهروندان و مسئولان را شهيد کردند تقريبا سکوت اتخاذ کرد.

به گزارش البرز يک مسئول بلندپايه عراقي مي گويد پيشنهاد انتقال منافقين به مقري در اروپا را به اين اتحاديه داده اما انان اين موضوع را رد کرده اند و جالب اينجاست که بي بي سي با اين کار تلاش مي کند مجاهدين به اصطلاح خلق ! لااقل اين پناهگاه نيمه و نصفه را در اشرف همچنان حفظ کنند