کلیدی برای خیر دنیا و آخرت

 

قرآن مجید به مردان و زنانی که قلبی آراسته به ایمان، و نفسی پیراسته از زشتی، و جسمی متصل به عمل صالح، و زبانی گویای حق، و مالی در مدار انفاق‌ و کرم و جود و سخاوت، و قدمی در راه خدمت به خلق دارند، وعده‌ی اجر و ثواب و رضوان و جنت و عیش و سرور ابدی داده.

 


قرآن

قرآن مجید در آیات نورانی خود اعلام می‌دارد که اجر اهل ایمان و مزد نیکوکاران ضایع نخواهد شد.

کتاب الهی با بیانی رسا فریاد می‌کند که وعده‌ی خداوند حق است، و در این وعده خلافی وجود ندارد.

قرآن مجید برای اهل ایمان و دارندگان عمل صالح و به عبارت دیگر برای مؤمنین، محسنین، مصلحین، متقین و مجاهدین چند نوع اجر بیان می‌نماید:

اجر عظیم- اجر کبیر- اجر کریم- اجر غیر ممنون- اجر حسن.

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ» (مائده : 9)

خداوند به کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند وعده‌ی آمرزش و اجر بزرگ داده است.

«إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ» .(هود : 11)

مگر آنان که در برابر فتنه‌ها و حوادث و معاصی پایداری نمودند، و عمل صالح انجام دادند، برای اینان آمرزش و اجر کبیر است.

«مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ» (حدید: 11)

کیست آن که به خداوند قرض نیکو دهد پس خداوند بر او دو چندان گرداند، و برای اوست اجر کریم.

«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ» (فصلت : 8)

آنان که ایمان آوردند و عمل شایسته انجام دادند، پاداشی جاودانه دارند.

«... فَإِنْ تُطِیعُوا یُؤْتِکُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً...» (فتح : 16)

اگر خدا را اطاعت کنید، خداوند به شما اجر نیکو عنایت می‌کند.

باید به این معنا توجه داشت که نعمت‌ها به خودی خود، مانع و حجاب بین انسان و خدا نیست، بلکه این روش و منش شیطانی انسان است که بر اثر برخورد نامناسب با نعمت، بین انسان و حق ایجاد حجاب می‌کند. اگر برخورد با نعمت برخورد صحیح و عرشی و ملکوتی باشد، نعمت کمکی برای رساندن آدمی به مقام قرب خواهد شد

 

کسب خیر و سعادت آخرت چگونه است؟!

آری اگر نعمت قلب مصرف ایمان شود، نعمت عقل خرج اندیشه در حقایق گردد، نعمت اعضا و جوارح مصرف عمل صالح شود، نعمت مقام و مال و ثروت در راه حل مشکلات عباد خدا خرج شود، و خلاصه اگر از تمام نعمت‌ها، در راه عبادت و طاعت و خدمت به خلق و احسان و نیکی، و تقوا و عفت کمک گرفته شود، انسان علاوه بر خیر و سعادت در دنیا، در آخرت از پنج نوع اجر برخوردار خواهد شد، و این به کارگیری نعمت‌ها در برنامه‌های صحیح، کاری طاقت فرسا نیست، بلکه واقعیتی است که از عهده‌ی هر مرد و زنی برمی‌آید، تا جایی که بین انسان و حضرت حق، حجابی و مانعی باقی نماند و انسان لذت قرب و وصال و لقاء را بچشد.

مگر نه این است که رسول حق و امامان معصوم با قدرشناسی از نعمت‌ها، و بجا مصرف کردن آن‌ها از تمام حجاب‌های ظلمانی و نورانی عبور کرده، تا جایی که بین آنان و حضرت معبود فرقی و مباینت و جدایی- جز این که آن بزرگواران مخلوق و عباد خدا بودند- بر جا نماند!

در توقیع شریفی که از ناحیه‌ی مقدسه به دست شیخ کبیر ابی جعفر محمد بن عثمان بن سعید بیرون آمد می‌خوانیم:

وَآیاتُکَ وَمَقَاماتِکَ الَّتِی لَاتَعْطیلَ لَها فِی کُلّ مَکانٍ، یَعْرِفُکَ بِهَا مَنْ عَرَفَکَ، لَافَرْقَ‌ بَیْنَکَ وَبَیْنَها إلّاأنَّهُمْ عِبَادُکَ وَخَلْقُکَ.

خداوندا! پیامبر و امامان معصوم، نشانه‌ها و مقامات تواند که در آن آیات و مقامات در هر مکان تعطیل نخواهد بود، هر کس تو را بشناسد به آن آیات بشناسد، و میان تو و آنان جدایی و مباینتی نیست جز آنکه آنان بنده و مخلوق تواند!

 

نعمات به خودی خود مانع و حجاب برای ترقی نیست!

باید به این معنا توجه داشت که نعمت‌ها به خودی خود، مانع و حجاب بین انسان و خدا نیست، بلکه این روش و منش شیطانی انسان است که بر اثر برخورد نامناسب با نعمت، بین انسان و حق ایجاد حجاب می‌کند. اگر برخورد با نعمت برخورد صحیح و عرشی و ملکوتی باشد، نعمت، کمکی برای رساندن آدمی به مقام قرب خواهد شد.

بر اساس گفتار امیرالمؤمنین علیه‌السلام در دعای کمیل، مگر می‌توان باور کرد قلبی‌ که جای توحید است، دلی که خانه‌ی معرفت است، زبانی که گویای ذکر است، باطنی که به عقد عشق و محبت استوار است، درونی که با اعتراف صادقانه و نیکی پاک نسبت به حریم حضرت رب خاضع است، صورتی که به پیشگاه مولا بر خاک عبادت نهاده شده است، زبانی که به توحید و شکر حق در گردش است، قلوبی که به الهیت حضرت او معترف است، اعضا و جوارحی که مشتاقانه به مکان‌های عبادت شتابان است فردای قیامت به آتش دوزخ بسوزد!!

 

انبیا و ائمه از نعمت‌های گوناگون مادی و معنوی حق بهره‌مند بودند، زن و فرزند داشتند، برای آنان خانه و زندگی بود، معیشت خود را به وسیله‌ی دامداری و کشاورزی و تجارت و صنعت و معاملات مادی تأمین می‌نمودند، در عین حال بین آنان و خداوند حجابی نبود.

اگر در انسان روح عبادت و طاعت، و مایه‌ی تسلیم و بندگی قوی باشد، و قلبش از انوار معرفت، و نفسش از امواج حسنات منور باشد، بدون شک از حیات دنیا با تمام ابزار و وسایل، و عناصر و موادش برای رسیدن به مقامات معنوی استفاده خواهد کرد. کسی که روح اطاعت و عبادت ندارد با نعمت‌ها برخورد صحیحی نخواهد داشت، هر چه نعمت بر او افزون شود بر طغیان و کبر و غرور و نخوتش بیفزاید.

کمیل

بر اساس گفتار امیرالمؤمنین علیه‌السلام در دعای کمیل، مگر می‌توان باور کرد قلبی‌ که جای توحید است، دلی که خانه‌ی معرفت است، زبانی که گویای ذکر است، باطنی که به عقد عشق و محبت استوار است، درونی که با اعتراف صادقانه و نیکی پاک نسبت به حریم حضرت رب خاضع است، صورتی که به پیشگاه مولا بر خاک عبادت نهاده شده است، زبانی که به توحید و شکر حق در گردش است، قلوبی که به الهیت حضرت او معترف است، اعضا و جوارحی که مشتاقانه به مکان‌های عبادت شتابان است فردای قیامت به آتش دوزخ بسوزد!!

نعمت‌هایی که خرج طاعت و عبادت و خدمت و احسان می‌شود، فردای قیامت از افق آن نعمت‌ها، جز خورشید رضای حق، و هشت بهشت عنبر سرشت طلوع نخواهد کرد.

عبادت و بندگی و طاعت و خدمت، عبارت است از شناخت منعم و نعمت، و مصرف نمودن نعمت در مسیری که خداوند معین فرموده

 

نتیجه گیری :

1- از مجموعه‌ی آیاتی که گذشت استفاده می‌شود که عبادت و بندگی و طاعت و خدمت، عبارت است از شناخت منعم و نعمت، و مصرف نمودن نعمت در مسیری که خداوند معین فرموده.

2- گناه و معصیت و خطا و اثم و شرک و کفر و فسق و فجور و فحشاء و منکر، عبارت است از غفلت از منعم، و مغرور شدن به نعمت، و اعراض از حق، و مصرف کردن نعمت در مسیر هوا و هوس و شهوات حرام و غیر منطقی.

یَا أیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدیً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ‌ (یونس (10): 57)

اگر همه انسانها جمع شوند، نمي‌توانند يك پشه هم خلق كنند

طبق نص صريح قرآن كريم

براساس آيه 73 سوره حج اگر همه انسانها جمع شوند نمي‌توانند يك پشه هم خلق كنند.

خبرگزاری فارس: اگر همه انسانها جمع شوند، نمي‌توانند يك پشه هم خلق كنند

خداوند در آيه 73 سوره حج مي‌فرمايد: «يا ايها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذين تدعون من دون الله لن يخلقوا ذبابا ولو اجتمعواله و ان يسلهم الذباب شيئا لايستنقذوه منه ضعف الطالب والمطلوب»
يعني اي مردم براي شما مثالي زده شده است كساني كه غير از خدا آنها را مي‌خوانيد و پرستش مي‌كنيد، اينها هرگز نمي‌توانند حتي يك پشه يا مگسي بيافرينند گرچه براي اين كار همه جمع شويد و دست به دست هم دهيد و آنچه كه طلب مي‌‌شود و طالب آن چقدر ضعيف است.
همچنين خداوند در مورد خلقت انسان در سوره واقعه مي‌فرمايد: « أَ فَرَءَيْتُم مَّا تُمْنُونَ‏(58) ءَ أَنتُمْ تخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الخَْلِقُونَ‏( 59»آيا آن نطفه‌اي كه ريخته مي‌شود ديده‌ايد، آيا شما انسان را خلق مي‌كنيد يا ما او را خلق مي‌نماييم.
براساس آيه ديگري از قرآن خداوند كه به حضرت ابراهيم(ع) امر مي‌فرمايد 4 پرنده را بگير و بكش و گوشت آنها را ذره ذره كرده و در يكديگر مخلوط كن و سپس هر تكه از آن را بر روي 4 كوه قرار ده و آنگاه خود بايست و پرندگان را به سوي خود فراخوان ، آنها زنده شده و به سوي تو خواهند آمد. مفسران گفته‌اند، در اينجا نيز گرچه دست ابراهيم گوشت پرندگان را در هم مي‌آميزد و بر كوهها تقسيم مي‌كند و صداي ابراهيم آنها را مي‌خواند، اما در واقع دست خداوند است كه اين كار را مي‌كند و نداي الهي است كه به پرندگان دستور مي‌دهد و آنها به امر خدا زنده مي‌شوند.
كارشناسان مذهبي معتقدند زنده كردن مرده به امر خداوند و توسط حضرت عيسي(ع) انجام شد و گرنه به غير از اذن خدا حتي يك برگ از درخت نمي‌افتد و انسانها اگر با هم جمع شوند نمي‌توانند يك برگ كوچك و يا بال مگسي را خلق كنند.
كارشناسان سياسي با توجه به وظيفه رئيس قوه مجريه در قانون اساسي معتقدند يك رئيس جمهور بايد امور اجرايي مملكت و اجراي قانون را دنبال كند و اگر شخصيت حقيقي يك رئيس جمهور به عنوان دانشمند و يا متخصص در يك رشته بود، در جايگاه رياست جمهوري بايد به رتق و فتق امور مملكت همت گمارد.
بيان كردن مسائل فلسفي و يا تخصصي در صندلي‌هاي دانشگاه و يا حجره‌هاي حوزه علميه بايد انجام شود و حوصله افكار عمومي آنقدر وسيع نيست كه جايگاه طرح مباحث عميق فلسفي و يا عرفاني باشد.
براساس گفته كارشناسان پرهيز از حاشيه‌سازي و حاشيه‌پردازي و گرفتن وقت مملكت بايد سرلوحه همه دولتمردان قرار گيرد و توجه داشته باشند كه فرصت‌هاي داده شده به آنها در نظام اسلامي در واقع پست و مديريت نيست، بلكه «مسئوليت» است كه در مقابل اين فرصت‌ها از آنها سوال مي‌شود و يك مسئول در نظام اسلامي بايد همواره خود را آماده پاسخگويي در برابر خداوند و همچنين افكار عمومي امت اسلامي بداند.
اميد است مطالبي كه به نقل از رئيس قوه مجريه درباره داشتن توان خلقت توسط انسان نقل شده اشتباه و سهو باشد.
كارشناسان معتقدند در سال جهاد اقتصادي با توجه به آموزه‌هاي اسلام و فرمايش اميرالمومنين علي(ع) كه بيت‌المال توان تحمل زيان به اندازه برداشتن جوهر اضافه با يك نوك مداد نتراشيده را ندارد، اوقات خدمتگذاري به امت اسلامي نبايد صرف حاشيه‌سازي و يا حرف‌هاي فلسفي و عرفاني مبهم شود.
از طرفي خود رئيس جمهور در ابتداي انتخاب شدن به اين سمت در دولت گذشته اعلام مي‌كرد يك رئيس جمهور بايد خود را وقف خدمت به مردم كند و نبايد وقت خود را صرف امور بي‌فايده و حاشيه كند و تلف كردن وقت خدمتگذاري به هيچ وجه پذيرفته نيست.
زيرا زمان 4 سال رياست جمهوري از روز آغاز همچون يك ساعت شني وارونه شده مرتب در حال كاهش است و اگر خدمتگذاري نشود، اين زمان به سرعت از دست مي‌رود.
البته اميد است اين سخنان توسط رسانه‌ها بد بازتاب داده شده باشد.

وقتی سریال های رسانه ملی ضد فرهنگ حجاب می شوند

در سریالی نشان داده می‌شود که برای دختر خانواده خواستگار آمده و دختر با چادر مشکی در جمع حاضر می‌شود. معلوم نیست نویسنده یا کارگردان سریال در کجا چنین چیزی را دیده که آنرا به تصویر می‌کشد. در حالی که افرادی امثال ما با وجود سال‌ها زندگی در بین خانواده‌های مذهبی و چادری، تا به امروز نه چنین چیزی را دیده یا شنیده‌ایم. و یا نشان‌داده می‌شود که ساعت هفت صبح است و خانم خانه از اتاق خواب...

چند وقتی است که طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سطح کل کشور در حال اجراست. سیاست اتخاذ شده در انجام این طرح نیز برخورد قانونی با متخلفانی است که به هر نحوی، امنیت و آرامش جامعه را برهم می‌زنند. از همان آغاز به کار این طرح، خیلی از دلسوزان انقلاب و نظام عنوان داشتند که برخورد قانونی با این اتفاقات تا جایی ممکن است که بخواهیم در مقابل ناهنجاری‌هایی مثل زورگیری، دزدی، تعرض به نوامیش و... بیاستیم. اما از آنجا که یکی از مهمترین بخش‌های این طرح، برخورد با پدیدۀ بی‌حجابی است و چون علت اصلی وقوع این پدیده، فقر فرهنگی عمومی و عدم وجود مکانیزم تربیت انسان دینی‌ست، برخورد قهرآمیز با افرادی که دچار این معضل شده‌اند نه تنها دردی را دوا نمی‌کند بلکه باعث وخامت این شرایط نیز می‌شود.

به عبارت دیگر، تا وقتی که زیربنای فرهنگی پذیرش حجاب اسلامی در بین عموم ترمیم نشود، نمی‌توان با توسل به اجبارهای قانونی امید داشت که در بلندمدت شاهد بهبود شرایط حجاب در جامعه باشیم. این در شرایطی‌ست که نه تنها تلاش موثری در جهت رفع معضلات فرهنگی این پدیده توسط متولیان آن انجام نمی‌شود بلکه شاهد تعارض تولیدات فرهنگی ایشان با آنچیزی هستیم که در طرح ارتقای امنیت اجتماعی مدنظر است. یعنی از یکسو نظام قانونی ما خواسته‌ای را بر مردم تحمیل می‌کند که زیربنای فرهنگی آن از جمعیت لازم برخوردار نیست و از سوی دیگر نظام فرهنگی ما چیزی را بازتولید می‌کند که نه تنها در تضاد با جهت‌گیری‌های نظام قانونی‌ست بلکه ضد آنرا تبلیغ می‌کند.

برای مثال به جایگاه پوشش برتر (چادر) در رسانۀ ملی و طرح ارتقای امنیت اجتماعی نگاهی بیاندزیم. آنچه بدیهی است آن است که متولیان طرح مذکور در نظر دارند تا حد ممکن (البته اجباری برای تحقق آن ندارند) چادر به عنوان اصلی‌ترین حجاب خانم‌ها تبدیل شود. یعنی نقطۀ ایده‌آل ایشان آن است که قریب به اتفاق خانم‌های ایرانی نه تنها از حجاب مطلوب برخوردار باشند بلکه تمایلی به سمت استفاده از چادر در ایشان بوجود آید و آنرا به عنوان نوع پوشش خود برگزینند. اینکه چنین چیزی مدنظر طراحان این طرح قرار دارد نقطۀ مثبتی است که باید از آن حمایت کرد، زیرا در صورت تحقق این امر سطح توقع جامعه از حجاب بالاتر می‌رود و در شرایطی که همه خواهان استفادۀ چادر از سوی خانم‌ها هستند می‌توان انتظار داشت که شاهد کاهش بدحجابی در جامعه باشیم و حداقل‌های رعایت حجاب در سطح بالاتری قرار گیرد.

ولی افسوس که همۀ این‌ها در حد ایده‌آل باقی می‌ماند و رنگ اجرا به خود نمی‌بیند زیرا یکی از مراجع فرهنگی جامعۀ ما که نقش اساسی در جا انداختن معیارهای فرهنگی در بین عموم دارد، نه تنها نمایش مطلوبی از چادر را به مخاطبین خود ارائه نمی‌دهد که غیرمستقیم مبلّغ بی‌حجابی در جامعه نیز می‌شود. برای روشن شدن این موضوع خوب است که نگاهی بیاندازیم به نمایش چادر در رسانۀ ملی. من‌باب این موضوع و ایراداتی که بر سیمای جمهوری اسلامی در به تصویر کشیدن حجاب برتر وارد است چند نکته را می‌توان برشمرد که عبارتند از:

1. اکثر مواقع وقتی مشغول دیدن برنامه‌ای از تلویزیون هستیم که در آن خانمی از پوشش چادر استفاده کرده است، خانم‌های خانه به نحوۀ چادر سر گرفتن ایشان ایراد می‌گیرند و می‌گویند که معلوم است این بازیگران بلد نیستند که چطور باید چادر سر بگیرند. به این ترتیب از ارج و قرب چادر در بین خودِ چادری‌ها می‌کاهند چه برسد به افرادی که اصلاً حجاب مناسبی ندارند و با مشاهدۀ استفادۀ نادرست از آن، از علاقۀ‌شان به آن کم می‌شود. مثلاً در یکی از سریال‌های رمضانی امسال شاهد این بودیم که دختر خانم تا قسمت‌های اول چادر به سر می‌کرد، اما چه چادر سرکردنی؟ "هیچ‌کدام از برجستگی‌های وی توسط چادر پوشانده نشده بود" معلوم است در این شرایط، زنی که از حجاب مناسبی برخوردار نیست در مقایسۀ خود با این زن مثلاً باحجاب چادری، فرقی بین خود و او نمی‌بیند. و یا اینکه بسیاری از این زنان چادری به شدت آرایش و گریم کرده اند که اساسا شایسته یک «بانوی محجبه» نیست.


2. اصولاً در دنیای امروز بین روی پردۀ نمایش‌های مختلف پخش شده از رسانه با پشت‌پردۀ آنها ارتباط وجود دارد به نحوی که خیلی از ببینندگان در جستجوی این هستند که بدانند فلان بازیگر سینما در زندگی واقعی‌اش چگونه زندگی می‌کند یا نظر بهمان کارگردان در مورد یک پدیدۀ سیاسی چیست. دقیقاً به همین دلیل است که شاهد رویش و گسترش نشریات زرد در جامعۀ مطبوعات هستیم. حال در این شرایط می‌بینیم که قریب به اتفاق بازیگران خانمی که از چادر در سریال‌ها و فیلم‌ها استفاده می‌کنند، با چهره‌ای کاملاً زننده در سایر شئون رسانه‌ای حاضر می‌شوند و به این ترتیب تمامی نمایش چادر در رسانه را به استهزا می‌گیرند و پذیرش آنرا در بین مخاطبین به حداقل می‌رسانند.

مثلاً خانمی که تا دیروز در امریکا زندگی کرده و در چند فیلم و سریال غربی، با ظاهری نامناسب خود را نمایش داده، یکهو سر از وطنش درمی‌آورد و هنوز نیامده، در یک سریال پرمخاطب در نقش یک خانم چادری به ایفای نقش می‌پردازد. شما خودتان را جای جوانان این مملکت بگذارید. آیا ایشان باید عکس‌های نامناسب این خانم بازیگر را باور کنند یا چادر سرکردنش را؟ فکر نمی‌کنم رسانۀ ملی به هیچ‌ طریق دیگری می‌توانست اینگونه به همۀ حزب‌اللهی‌ها بخصوص خانم‌های چادری که در سخت‌ترین شرایط حجاب خود را حفظ کردند توهین کند.

3. یکی دیگر از ایرادات وارد به نمایش چادر در رسانۀ ملی، زمان یا مکان استفادۀ آن در سریال‌هاست. به طور مثال در سریالی نشان داده می‌شود که برای دختر خانواده خواستگار آمده و دختر با چادر مشکی در جمع حاضر می‌شود. معلوم نیست نویسنده یا کارگردان سریال در کجا چنین چیزی را دیده که آنرا به تصویر می‌کشد. در حالی که افرادی امثال ما با وجود سال‌ها زندگی در بین خانواده‌های مذهبی و چادری، تا به امروز نه چنین چیزی را دیده یا شنیده‌ایم. و یا نشان‌داده می‌شود که ساعت هفت صبح است و خانم خانه از اتاق خواب، با چهره‌ای خواب‌آلود بیرون می‌آید و این در حالی‌ست که چادر مشکی به سر دارد. شما قضاوت کنید، چقدر دیدن این صحنه مضحک است و اصلاً نمی‌توان آنرا پذیرفت. چه برسد به اینکه بخواهیم از آن به عنوان تبلیغ چادر نام ببریم.

4. ایراد قدیمی و هنوز حل نشدۀ دیگر این نمایش، افرادی هستند که در رسانۀ ملی به قاموس یک خانم چادری در می‌آیند. در اکثر سریال‌ها، افراد کم سواد با شأن اجتماعی پایین و وضعیت اقتصادی نامناسب چادری بوده و در مقابل‌شان شاهد کسانی هستیم که به عنوان نمونه و الگوی جامعه معرفی می‌شوند اما نه تنها چادری نیستند بلکه از حداقل سطح حجاب برخوردارند. البته این سال‌ها مشکل نام برده بهبود یافته و سریال‌هایی هم بودند که در آن خانم چادری از شخصیت مناسبی برخوردار بوده اما اولاً؛ به دلایل بالا همچنان باورپذیر نیستند و ثانیاً؛ رگه‌هایی از این مشکل همچنان باقی‌ست.

مثلاً علت چادر به سرکردن "مرجان گلچین" در سریال "سه دنگ سه دنگ" بسیار مبهم است و جای سوال دارد که چرا باید خانمی که قرار است شخصیتی هجو شده را بازی کند که پر از لودگی است و از طرف دیگر با کلی مشکل خانوادگی و اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند و سرآخر در ریسک سفر به اروپا شکست می‌خورد باید چادری باشد اما دختر وی که آنهمه مامانی است و از قضا زندگی خوبی هم نصیبش می‌شود و وارد اشتباهات خانواده‌اش نمی‌شود، چادری نیست. البته منظور این نیست که نیت سوئی در پس این نمایش وجود داشته و به عمد چنین چینشی ایجاد شده اما اشتباهی‌ست که رخ داده و موید این نکته است که در رسانۀ ملی وسواس لازم برای این مقوله وجود ندارد.

این موضوع را حتی می توان در دادگاه ها هم دنبال کرد. اگر گذرتان به دادگاه‌ و دادگستری افتاده باشد و یا در فیلم‌های مختلف، زندان رفتن آدم‌ها را دیده باشید، حتماً متوجه شده‌اید که ورود خانم‌ها به این مکان‌ها به قید استفاده از چادر است. و این در حالی‌ست که عموماً افراد مشکل‌دار گذرشان به چنین جاهایی می‌افتد و عموم این‌ها از وضعیت اخلاقی درستی برخوردار نیستند. حال معلوم نیست فلسفۀ استفاده از چادر در این مکان‌ها چیست؟ اگر قرار است حجاب آنها در این مکان رعایت شود، چه دلیلی وجود دارد که چادر، ملعبۀ دست ایشان قرار بگیرد و در حد ابزاری در دست افراد دون‌پایه پایین بیاید؟ آیا نمی‌توان پوشش موجود آنها را به شکل دیگری تغییر داد و اصلاً تغییر کوتاه مدت این پوشش چه لزومی دارد و خود این کار، بی‌ارزش کردن و موقتی نمودن حجاب نیست؟ البته به خوبی می دانیم که این عمل در دادگاه ها به دلیل وجود پاره ای از محذوریت ها است اما به نظر می رسد مضرات فرهنگی و اثرگذاری آن در سطح جامعه در طولانی مدت بیشتر باشد.

در هر صورت متصدیان فرهنگی جامعه باید بدانند که تنها راه گسترش حجاب در بین عموم و ارتقای وضعیت آن از راه تربیت دینی آدم‌ها و ساخت انسان دینی است که این کار مقوله‌ای فرهنگی بوده و باید از راه تولیدات هنری-رسانه‌ای و انقلاب در نظام آموزشی به انجام این مهم پرداخت. البته این کار نیازمند متخصصان خود است و ایشان بهترین مرجع، مجری و ناظر چنین کارهایی‌ هستند و کارهایی نظیر تشدید قوانین در بهترین شرایط مسکنی برای دردهای فرهنگی موجود هستند و لاغیر.

رهبر معظم انقلاب اسلامي: بايد از انتخابات مانند يك نعمت الهي پاسداري كرد

رهبر معظم انقلاب اسلامي: بايد از انتخابات مانند يك نعمت الهي پاسداري كرد
رهبر معظم انقلاب اسلامي با اشاره به انتخابات پيش رو در پايان سال تاكيد كردند كه بايد از انتخابات مانند يك نعمت الهي پاسداري كرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي: بايد از انتخابات مانند  يك نعمت الهي پاسداري كرد
  حضرت آيت الله خامنه اي امروز در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر افزودند: امسال انتخابات در پيش است، انتخابات يك پشتوانه ملي است كه نبايد اجازه داد به چالشي براي امنيت ملي تبديل شود.
ايشان انتخابات را مظهر حضور مردم و مردمسالاري ديني دانستند و تصريح كردند: نبايد اجازه داد كه اين ذخيره و پشتوانه امنيت، به امنيت ما صدمه وارد كند.
رهبر انقلاب اسلامي همچنين با بيان اينكه امروز صفحه مهمي از تاريخ دنيا در حال ورق خوردن است، افزودند: ملت و مسوولان بايد با وحدت، به گوش باشند تا به دور از مشكلات داخلي، نقش خود را به درستي ايفا كنند.
مشروح بيانات ولي امر مسلمين متعاقبا منتشر مي‌شود.

چرا صبح روز عید باید گریست؟

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب المراقبات تذکر جالبی به همه مومنان در صبح روز عید فطر می دهد که منتخبی از بیانات آن مرد بزرگوار را می آوریم:

چون خواستی برای نماز عید بیرون روی که با امام جماعتی نماز گزاری بر توست که از مصیبتی که به جهت غیبت بر تو وارد شده است غافل نباشی! زیرا نماز عید؛ حق خاص اوست!

نظر کن و به صدای بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به آن ساحت مقدس عرضه بدار:

ای زاده احمد!
آیا راهی به سوی تو هست که ترا ملاقات کنیم؟! کی از آب خوشگوار تو بهرمند می شویم؟! براستی که دوری به طول انجامید!

آقای من!
حال طالبان حضرت تو مانند سایر عاشقان نیست زیرا جمال تو با جمال سایر معشوقان قابل مقایسه نیست بلکه درعالم؛ زیبایی و جمالی نیست مگر آنکه آن مظهر ذره ای از جمال تو باشد! 

مولای من!
هجران تو نیز مانند هجران سایر معشوقان نیست زیرا دورافتاده از غیر تو را ملامتی نیست که از سوی دلدار دست رد بسویش زده شده است!! اما دورافتاده از تو؛ نزد خودش و مردم ملامت زده است زیرا بی وفائی به ساحت پاک تو راه ندارد بلکه قصور بی وفایی از خودش است!

ای مولای من و ای آقای من!
کی شود که تو ما را ببینی و ما ترا ببینیم در حالیکه پرچم فیروزه ای برافراشته ای؟!

ای منتهای آرزو و امید من!
کاش می دانستم که فرجام کار من به کجا میرسد؟! آیا چشمهای من به نور جمال تو روشن خواهد شد؟! ایا از شربت گوارای و صال تو سیراب خواهم گشت؟! یا با این همه غصه به سوی قبر خود خواهم رفت؟! و به اندوهی پس از اندوهی و به حسرتی پس از حسرتی جان خواهم سپرد؟!

ای آقای من!
درازی روزگار فراق شما مرا می کُشد! و امید وصال شما و آنچه از علائم ظهورتان به ما خبر داده اند مرا زنده نگه می دارد!

آقای من!
براستی که مصیبت فقدان تو و به علت طولانی شدن غیبت تو ؛ حال شیعیانت به مانند رمه گوسفندانی ست که بعلت رها کردن شبان، پرا کنده شده اند و گرگها از هر طرف حمله ور شده اند!

آیا جد شما امیرالمومنین از خلخالی که لشکر معاویه از پای زن یهودی بیرون کشید شکایت نکرد و نفرمود که اگر مسلمانی از این پیشامد بمیرد نزد من ملامت نیست!

پس حال شما چگونه است که می دانید با زنهای مسلمان چه می کنند ؟! چگونه آنان را اسیر می کنند و گیسو و... میبرند!

مولای من خداوند به داد حال شما برسد!!

دست شکایت به درگاه خدا بر می داریم ...

ای خدا! ای پناه پناهندگان! به داد بندگان مبتلای خود برس!

ای خدا! ای مهربانتر از مهربانان! آقای آنها را به آنها برسان! و ستم ستمکاران و تسلط کافران و مکر و حیله مخالفان را از آنها دور ساز! و در فرج «ولی خودت» و آقای همه انس و جن؛ شتاب کن! و زمین را که از ظلم و جور پرشده است از عدل و داد مالامال کن! و دیدگان مومنان را به جمال «ولی دین» روشن کن! و به آنچه از پیروزی به مومنین وعده فرموده ای؛ تعجیل نما!

ایشان در ادامه می گویند:
پس باید از این غم(غم هجران یوسف فاطمه!)؛ حالت مومن تغییر کند و خوشحالیش به اندوه و سورش به سوگ و عیدش به ماتم مبدل شود! و با حالتی شکسته دل در نماز عید حاضر شود!

يك روز رهبر انقلاب چگونه مي‌گذرد؟


در آخرین شماره ماهنامه امتداد پرونده‌ای درباره مقام معظم رهبري منتشر شده است كه در این پرونده خاطراتی از غلام شاه‌پسندی، یكی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است كه در بخشی از این خاطرات در زير آورده مي شود.

چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوري كه مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ن‌شا‌الله انجام بدهیم.

یک روز آقا بیشر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خواند ...

اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند ...

بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید. ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند.

ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند

بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند.

بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است.

عمامه‌ آقا در كوه، عمامه همیشگی‌شان نیست

وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم، کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین. با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟

آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست؛ عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است.

بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده‌اید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند.

آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند
آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است.

پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر.

از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند؛ از بی‌بی‌ شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.

اذان که بگويند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع می‌کنند و می‌گویند اول نماز را بخوانیم

حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود.

اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت.

بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.

هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر می‌گویند یا قرآن می‌خوانند

هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طور نمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ به‌خاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد.

آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندند

این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.»

الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم؛ کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم.

همه افراد خانواده آقا حافظ کل قرآن هستند

منزل حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ایشان زندگی کرده‌اند که همه الآن ازدواج کرده‌اند و رفته‌اند؛ هر هشت نفر این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد خانواده قاری و حافظ قرآن‌اند. شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را شنیده باشید، ولی تشخیص نداده‌اید. چون بعضی موقع‌ها رادیو پخش می‌کند. هر موقع هم پخش می‌کند چون خودش هم نمی‌داند اشتباهاً می‌گوید مصطفی اسماعیل.

لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. آقا در جوانی قرائت دارد. صوتش را رادیو پخش می‌کند به اسم مصطفی اسماعیل.

تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکي به‌تنهايي خطرناک است

اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد، خطرناک است.

فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است.

اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.

نماز عید سعید فطر در تهران

   

   

   

   

   

   

   

   


نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی اقامه شد

نماز عید سعید فطر به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی اقامه شد.

 مراسم نماز عید سعید فطر با حضور سران قوای سه‌گانه

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مقامات لشکری و کشوري به

امامت حضرت آیت خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد.


در این مراسم که با مدیحه‌سرایی و قرائت قرآن در دانشگاه تهران آغاز شده

بود، رهبر معظم انقلاب در خطبه‌ها‌ی نماز عید فطر به تبعات معنوی روزه،

قیام‌های مردمی در منطقه، انتخابات آخر سال و کمک به مردم سومالی مطالبی را مطرح فرمودند.

بدرود اى بزرگترین ماه خدا و اى جشن اولیاء خدا

ماه رمضان امسال هم گذشت... و چه دلگیر است این غروب آخر، انگار تمام وجودت را به لحظه های این ماه سنجاق کرده اند، تازه داشتیم هر روز چند ساعتی برای خوب بودن تمرین می کردیم، تازه داشت یادمان می آمد که زیر پوست همین شهر خودمان، چه خانواده هایی هستند که بیشتر روزهای سال به مانند همین روزهای رمضان امسال، گرسنگی و تشنگی می کشند ولی...

تازه داشتیم عادت می کردیم به صبور بودن، به اینکه زود از کوره در نرویم و زبانمان آنقدر در اختیارمان باشد که به هم نوع دیگری درشت نگوییم و از او در گذریم تا بهانه ای باشد برای التماس به خدا که بگذرد از گناهانمان... چه، کم گناه نکرده ایم به درگاهش و کم حریمش را نشکسته ایم و مگر فقط از سر لطف جای بخشش برایمان باشد، که از سر عدل اگر باشد که کلاهمان پس معرکه است...

چشمانمان تازه داشتند یاد می گرفتند که چگونه از پلشتی ها روی بگردانند و تنها او را ببینند، چه، در آن زاویه هر چیز دیگری را که بنگری بهره ای از نور الهی دارد و... به خیلی چیزها داشتیم عادت می کردیم و خدا کند که عادت کرده باشیم.

با همین حال غریب از زبان ولی خدا وداع می کنیم با تو ای ماه خدا، با تو که نفهمیدیمت و چقدر سنگین است این افسوس جانسوز که شاید تذکاری باشد برای پیشگیری از حسرت روز حساب. وداع می کنیم با این امید که آمرزیده شده باشیم در شب های قدرت و بیمه شده باشیم برای طی مسیری یک ساله.

متن زیر سخنرانی وداع گونه رهبر انقلاب با ماه خدا برگرفته از وداع حضرت سجاد(ع) در 24 سال قبل است:

«السّلام علیك یا شهر اللَّه الأكبر»؛ بدرود اى بزرگترین ماه خدا و اى جشن اولیاء خدا. «السّلام علیك یا أكرم مصحوب من الأوقات»؛ بدرود اى شریف‌ترین و عزیزترین مصاحب از وقت‌ها و زمان‌ها و اى بهترین ماه از لحاظ روزها و ساعت‌ها. «السّلام علیك من شهر قربت فیه الآمال»؛ بدرود اى ماهى كه آرزوها در آن به ما نزدیك شد؛ یعنى ما با تلاش خودمان، تلاش مضاعفان، به آمال و آرزوهاى حقیقى و انسانى خودمان نزدیك شدیم.

روز قدس از منظر رهبر معظم انقلاب


روز قدس از ابتکارات جاودانه امام خمینی(ره) است که هرسال اهمیت و شکوه بیشتری می‌گیرد، به مناسبت این روز بخشی از بیانات چند سال اخیر مقام معظم رهبری درباره روز قدس و راهپیمایی در حمایت از مردم فلسطین منتشر می‌شود.


 

مقام معظم رهبری در بیانات خود در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران در ۱۶/۵/۱۳۹۰ اظهار داشتند:

کمتر کشورى در دنیا وجود دارد که اعتمادى را که مردم ایران نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، نسبت به نظام حکومتى خود داشته باشند. دلیل این اعتماد هم همین پدیده‌هاى روشنى است که جلوى چشم همه است. باز یک عده‌اى اینها را نمى‌بینند، هى دم از بى‌اعتمادى مردم می‌زنند؛ نخیر، مردم به نظام اعتماد دارند.

یک دلیل، همین انتخابات دو سال قبل است که بیش از هشتاد درصد از مردمى که حق رأى داشتند و قادر به رأى دادن بودند، در انتخابات شرکت کردند. کجاى دنیا چنین چیزى هست؟

یک نمونه، همین دو راهپیمایى‌اى است که ما هر سال داریم؛ راهپیمایى بیست و دو بهمن و راهپیمایى روز قدس. این راهپیمایى‌ها مربوط به نظام است؛ مربوط به هیچ دولتى، مربوط به هیچ جریان خاصى نیست؛ مال نظام است. شما ببینید مردم در این حرکت عظیم چه می‌کنند؛ در سرماى بیست و دوى بهمن، در ماه رمضان با دهان روزه؛ چه اوقاتى که هوا سرد بود، چه حالا که هوا گرم است.

ان‌شاءالله خواهید دید روز قدس باز مردم چه عظمتى را از خودشان نشان می‌دهند. این نشان دهنده علاقمندى و دلبستگى مردم به نظام است.

۱۴ خرداد ۸۹

آنچه که در قضیه فلسطین در این سال اخیر یا ماه‌هاى اخیر بالخصوص بیشتر مورد توجه است، یکى مسئله یهودى‌سازى فلسطین است. سیاست رژیم صهیونیستى این است که بتدریج آثار اسلامى را بکلى از منطقه فلسطین و ساحل غربى رود اردن - که خود آنها تصدیق دارند که این منطقه، منطقه اشغالى است؛ و دنیا این را قبول دارد و این همه قطعنامه سازمان ملل پشت سرش هست - حذف کند و این منطقه را یهودى‌سازى کند.

شهرک‌سازى‌هاى غیر قانونى و ظالمانه، ویران کردن خانه‌هاى مردم، دستکارى در شهر الخلیل و در شهر قدس با هدف یهودى‌سازى، براى این است که ریشه اسلام را به خیال خودشان از کشور فلسطین قطع کنند. این یک نقطه است، که بسیار مهم است و دنیاى اسلام باید در مقابل این مسئله با همه وجود بایستد و مانع این جنایت بزرگ بشود.

۱۹ شهریور ۸۹، خطبه دوم نماز عید سعید فطر

اولین مطلبى که در خطبه دوم عرض می‌کنم، تشکر از ملت عظیم‌الشأن ایران به مناسبت حرکت پرشکوه روز قدس است. ملت ایران نشاط خود را، روحیه خود را، عزم و اراده خود را، موقع‌شناسى خود را در این اجتماع عظیم نشان دادند. سى و یک سال از روزى که امام بزرگوار ما این روز را اعلام کرده‌اند می‌گذرد، توقع دشمنان این بود که روزبه‌روز کمرنگ‌تر شود و به فراموشى برسد. خدا را شکر که روزبه‌روز این انگیزه، این شعله فروزان در دل مردم و در عمل مردم برجسته‌تر شد.

امسال در کشورهاى گوناگون: در آسیا، در خاورمیانه، در آفریقا، در آمریکا، در اروپا، مسلمانها در نقاط مختلف عالم این روز را گرامى داشتند و ملت بزرگ ایران، محور اصلى این حرکت عظیمِ امت اسلامى، این روز را با شکوه تمام برگزار کرد و نشان داد که در شرایطى که اقتضائات بین‌المللى وجود دارد، وظایف خود را گرمتر و گیراتر، پرانگیزه‌تر و پرشورتر انجام می‌ دهد.

ایشان ادامه دادند: رژیم صهیونیستى قساوت خود را به اعلى درجه رساند. از اطراف و اکناف عالم هر چه صداى حمایت بلند شد، بى‌اعتنائى کرد، جنایت کرد. ملت مسلمان ایران در این شرایط، روز قدس را از همه سال گرمتر و گرامى‌تر داشتند. تلاشهاى مغرضانه آمریکا و غرب بر علیه جمهورى اسلامى، ملت ما را پرانگیزه‌تر کرد. در این قضیه‌اى که براى استکبار جهانى و سلطه‌گران جهانى، مسئله فلسطین یک مسئله‌اى است که می‌خواهند آن را به هر نحوى که ممکن است به انزوا بکشانند، ملت ایران این را در متن آورد. آفرین بر این ملت بزرگ.

۱۹ شهریور ۸۹ در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی:

... ملت عزیز ما خوشبختانه یک الگوست در این جهت؛ یک نمونه است. ملت ما بیدار است؛ ملت ما متحد است؛ ملت ما مسائل جهانى را با علاقه و دلسوزى دنبال می کند؛ به مسائل دنیاى اسلام مى‌پردازد؛ درباره آنها موضع می گیرد، که یک نمونه از آن، همین راهپیمائى عظیم روز قدس است که در سرتاسر کشور - در همه شهرها، در بسیارى از روستاها حتى - مردم اجتماع کردند، راه افتادند، شعار دادند به نفع برادران مسلمانشان که هرگز آنها را نه دیده‌اند و نه از نزدیک مى‌شناسند؛ لکن مسئله آنها را مسئله خودشان به حساب مى‌آورند.

۲۸ اردیبهشت ۸۸ در دیدار مردم بیجار

حضور مردم در صحنه‏ها توانست دشمن را مأیوس کند. اگر مردم در این سى سال در انتخابات شرکت نمی‌کردند، در راهپیمایى‏هاى بیست و دو بهمن و روز قدس شرکت نمی‌کردند، در مراسم گوناگون، حضور خودشان و این حجم عظیم ملت ایران را به رخ دشمن نمی‌کشیدند، مسلماً هیبت ملت ایران، آنچنان که امروز هست، نمی‌بود. این حضور را حفظ کنید.

۲ مهر ۸۸ در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری

یکى از خطوط کارى اصلى دشمن، همین مسئله تفرقه است که شما آقایان بر روى او بحق تکیه کردید، در گزارش هم بیان فرمودند، در بیانیه پایانى خبرگان هم به این مسئله اتحاد توجه شده؛ بسیار مسئله مهمى است.

مسئله اتحاد ملت و کارى که براى ایجاد تفرقه دارد انجام می‌گیرد، بسیار مسئله مهمى است. ما نشانه‌‌هاى وحدت عمومى مردم را داریم مى‌‌بینیم. شما نماز جمعه‌‌ها را در ماه رمضان دیدید، روز قدس را دیدید، نمازهاى عید فطر را دیدید؛ چه عظمتى! انسان وقتى نگاه می‌کند - نه فقط در تهران، در مشهد، در اصفهان، در کرمان، در تبریز، در مناطق مختلف - منظره، منظره‌‌هاى بى‌‌نظیرى است؛ اصلاً شاید در طول تاریخ اسلام، هرگز نماز عید فطر با این عظمت، با این شُکوه‌‌هاى عجیب - در نقاط مختلف یک کشور، نه فقط در یک شهر - دیده نشده!

ما امروز اینها را داریم؛ اینها همه نشانه وحدت است؛ نشانه همدلى مردم است؛ نشانه این است که یک مرکز مشترکى وجود دارد که مردم على‌‌رغم اختلافات جزئى و فرعى‌‌اى که با هم دارند، در گرایش به این اصل، متفق‌‌اند؛ دلشان متوجه این مرکز است؛ که این مرکز هم دین است، اصول اسلامى است، ارزشهاى والاست، دین خداست.

۲۲ آذر ۸۸ در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون

آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار می‌کند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه می‌شود. چرا متنبه نمی‌شوند؟ وقتى شنفتند که از اصلى‌ترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف می‌شود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط می‌روند، اشتباه می‌کنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مى‌بینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده می‌شود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم.

۳۰ شهریور ۸۵ در خطبه های نماز جمعه

چون روز قدس نزدیک است، درباره روز قدس و مسئله فلسطین، مختصرى عرض می‌کنم و مطالبِ به زبان عربى هم خطاب به برادران عرب آماده شده است که آنها را هم عرض خواهیم کرد.

در ادامه این خطبه ها آمده است:

فشار بر فلسطینیان مظلوم در همه جا هست - و دم بر نمى‌آورند، دفاع هم می‌کنند، از صهیونیستها حمایت هم می‌کنند. دنیاى اسلام در مقابل این حادثه تلخ بایستى حرف خودش را بزند، نظر خودش را نشان بدهد، جایگاه خودش را مشخص کند و روز قدس، روز مناسبى براى این کار است.

رحمت و رضوان خدا بر امام بزرگوار ما که این روز را به عنوان روز دفاع از ملت فلسطین معین کردند. ان شاءاللَّه روز قدس همه مردم ما و امیدواریم بخش عظیمى از مردم کشورهاى اسلامى از این فرصت استفاده کنند و حق مردم فلسطین را ادا کنند و ان‌شاءاللَّه دولتهاى مسلمان هم به وظیفه بزرگ خودشان که کمک به دولت حماس در فلسطین و کمک به ملت فلسطین است، عمل کنند.

۱۰ مهر ۸۷؛ خطبه اول نماز عید سعید فطر

روز عید فطر تجسم و نمایش انسجام حقیقى و قلبى ملت است؛ وحدت ملت، اعتصام دسته جمعى به حبل‌اللَّه، از چیزهایى است که بسیار باارزش است. این را بایستى به عنوان یک درس رمضانى براى خودمان حفظ کنیم که این هم محصول همان معانى معنوى ماه رمضان است. بخصوص که ماه رمضان ما مسلمانها - بخصوص ما ملت ایران به برکت امام بزرگوارمان - شامل روز قدس است که روز قدس یکى از آن جلوه‌هاى حقیقى اتحاد و انسجام دنیاى اسلام است.

و امسال روز قدس، راهپیمایى عظیم ملت ایران، چشمهاى ملتهاى مسلمان را از اکناف عالم به خود متوجه کرد. ملت ایران یکصدا فریاد زدند و از ملت مظلوم فلسطین حمایت کردند. و من لازم می‌دانم از ملت ایران عزیزمان، از آحاد مردم به خاطر این حرکت عظیمى که در روز قدس امسال انجام دادند، تشکر کنم.

مقام معظم رهبر در خطبه دوم همان نماز فرمودند:

یک مطلب درباره روز قدسِ امسال است که این حرکت عظیم در دنیاى اسلام روز به روز جا افتاده‌تر شده است و گسترش بیشترى پیدا کرده است. امسال دنیاى اسلام شاهد تظاهرات بخشهایی از اغلب ملتهاى مسلمان بود؛ از شرق دنیاى اسلام یعنى از اندونزى، تا غرب دنیاى اسلام یعنى آفریقا و نیجریه. در کشورهاى مسلمان هرجا به آحاد مردم اجازه داده شد که بتوانند نیت و اراده خود را در روز قدس نشان دهند، مجموعه‌هایى از مردم آمدند و نشان دادند که نسبت به مسئله قدس چه احساساتى دارند. حتى مسلمانانى که در اروپا زندگى می‌کردند، اقلیتهایى که زیر فشارهاى عصبیت دولتها و مؤسسات اروپایى قرار دارند، آنها هم روز قدس را گرامى داشتند.

۲۳ شهریور ۸۶؛ خطبه های نماز جمعه تهران

جمعه آخر ماه، روز قدس را داریم که حالا احتمال دارد در ماه رمضانِ امسال یک جمعه جلوتر بیفتد، براى اینکه همه کشورهاى اسلامى بتوانند شرکت کنند. حالا این مسئولیتش با مسئولینى است که این کارها را تدبیر می‌کنند. جمعه قدس را به یاد داشته باشید و فراموش نکنید. ان‌شاءاللَّه همه ما بتوانیم از فرصتهاى این ماه حداکثر استفاده را بکنیم.

‌۲۱ مهر ۸۶؛ خطبه دوم نماز عید فطر

اولین مطلبى که در خطبه دوم باید عرض کنم، سپاس فراوان از ملت ایران به خاطر راهپیمایى روز قدس است. حقیقتاً باید گفت: درود بر ملت ایران! عظمت ملى خود را، عظمت جایگاه اسلامى خود را، عزت خود را به دنیا نشان دادید. نقش این راهپیمائیها بسیار زیاد است. استعمارگران از وقتى فلسطین را اشغال کردند، هدفشان این بود که نام و یاد فلسطین را به فراموشى بسپرند؛ اصلاً مردم دنیا و نسلهاى بعدى فراموش کنند که روزى یک سرزمینى در دنیا بوده است، یک کشورى بوده است به اسم فلسطین؛ هدفشان این بود.

بعد که نتوانستند و این قیام عظیم ملت فلسطین - چه در انتفاضه اول و چه در انتفاضه مسجدالأقصى - بار دیگر این شعله را در دنیا برافروخته کرد و دلهاى ملتها و آحاد مردم و منصفان عالم را به خود متوجه کرد، راه علاج را این دانستند که مجموعه عرب فلسطینى را در گوشه‌اى از این سرزمین، در واقع زندانى کنند؛ محصور کنند و کشور آبادِ پرنعمت فلسطین و منطقه حساس فلسطین را به طور خالص در اختیار صهیونیستها و با هویت صهیونیستى نگه دارند و عربها را به طرف غزه و ساحل غربى برانند.

بهمن ۸۶ در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان

چند صباح دیگر انتخابات داریم. حضور در انتخابات هم از همین قبیل است؛ حضور است. من اصرارم در همه انتخاباتها بر حضور است. باید آمد سر صندوق رأى، به کورى چشم دشمن بایستى رأى داد. دشمن می‌خواهد که ملت انتخابات نداشته باشد، راهپیمایى بیست و دو بهمن نداشته باشد، راهپیمایى قدس نداشته باشد، حضور در مراسم عظیم دینى نداشته باشد، احساسات دینى نداشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه تهران در ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۵ نیز فرمودند

روز قدس در پیش است؛ روز فریاد امت اسلامى بر علیه ظلم و عدوان پنجاه ساله دشمنان امت اسلامى است. روز قدس را باید همه امت اسلام و همه ملتهاى اسلامى گرامى بدارند و شما مردم عزیز ایران نیز مثل هر سال، به توفیق الهى این روز را گرامى خواهید داشت.

تأکید رهبر معظم انقلاب در جمع اساتید

روز قدس پشتوانه امنیت کشور و حافظ دستاوردهای انقلاب است

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان در روز قدس حرف حقی را که استکبار حداقل شصت سال برای خاموش کردن آن سرمایه گذاری کرده بود، فریاد می کنند.
 

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري، در چهارمین دیدار رمضانی رهبر معظم انقلاب با نخبگان کشور، صدها نفر از استادان و اعضای هیأتهای علمی دانشگاهها، عصر امروز در دیدار با حضرت آیت الله خامنه ای، به تبادل نظر درباره مسائل دانشگاهی – علمی – پژوهشی – اجتماعی – فرهنگی – سیاسی و اقتصادی پرداختند.
در هفته های اخیر نیز دانشجویان – «شعرا و ادیبان» و فعالان اقتصادی در جلسات جداگانه با ایشان دیدار و گفتگو کرده بودند.
در آغاز جلسه عصر امروز، 14 نفر از اعضای هیأتهای علمی دانشگاهها، بیش از 2 ساعت، درباره مسائل مختلف اعلام نظر و «پیشنهادها – انتقادها و راه حلهای خود» را مطرح کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای پس از شنیدن و تأمل در سخنان استادان دانشگاه، سخنان مهمی در زمینه پیشرفت علمی کشور و نقش دانشگاهها و همچنین اهمیت روز قدس بیان کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نزدیک بودن روز قدس افزودند: روز قدس یک روز بین المللی اسلامی و روز بزرگ و مهمی است که ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان، حرف حقی را که استکبار حداقل شصت سال برای خاموش کردن آن سرمایه گذاری کرده بود، فریاد می کنند.
ایشان تأکید کردند: تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران و اعلام روز قدس و تبدیل سفارت رژیم صهیونیستی در تهران به سفارت فلسطین، حرکت تهاجمی بود که در مقابل توطئه شصت ساله استعمار برای محو فلسطین از نقش جغرافیای جهان، ایستاد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: روز قدس پشتوانه امنیت کشور نیز است و هر ایرانی که روز قدس به خیابان می آید، در واقع به امنیت کشور و ملت و حفظ دستاوردهای انقلاب کمک کرده است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: به لطف خداوند امسال نیز روز قدس در کشور و در کشورهای اسلامی با عظمت تر برگزار خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین در سخنان خود پیشرفتهای علمی را از ارکان و ستونهای اصلی ایستادگی با شکوه و پر عظمت ملت ایران در مقابل جبهه استکبار خواندند و تأکید کردند: این پیشرفتهای علمی که به ملت بزرگ ایران، اعتماد به نفس، سربلندی، قوت اراده و شجاعت استقامت بخشیده است، مرهون دانشگاه و دانشگاهیان است.
رهبر معظم انقلاب، با اشاره به تهدیدهای مستمر «نظامی ـ امنیتی ـ اجتماعی و سیاسی» دشمنان، ترور دانشمندان کشور، تحریم ایران و تلاش سلطه جویان برای فتنه انگیزی در داخل و وادار کردن نظام اسلامی به تعظیم در مقابل نظام سلطه افزودند: ملت ایران در مقابل جبهه دشمنان، با کمال قدرت و استقامت ایستاده است و به پشتوانه پیشرفتهای علمی و عملی کشور، به سلطه طلبان و زیاده خواهان جهانی، قاطعانه «نه» گفته است.
ایشان دانشگاه را مبدأ پیشرفتهای علمی و عزت و آبروی ملت ایران خواندند و تأکید کردند: دشمن بدون تردید از این مرکز مهم قدرت افزایی ایران غافل نیست و غافل نخواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی علم زدایی و دین زدایی از دانشگاهها را 2 هدف اصلی جبهه سلطه گران دانستند و در تشریح روشهای علم زدایی افزودند: ترور دانشمندان ایران از جمله این روشهاست اما روش اصلی و پیچیده دشمن این است که دانشجو و استاد و دانشگاه را به کارهای غیرعلمی سرگرم کند تا آرزوی ملی ایرانیان، یعنی شکوفایی علمی تحقق نیابد.
حضرت آیت الله خامنه ای تلاش بی وقفه و پرشتاب برای پرکردن فاصله علمی کشور با قافله علم و دانش را کاملاً ضروری خواندند و تأکید کردند: باید به نهضت علمی، روح تازه ای بدمیم و همه ظرفیتهای دانشگاهی و کلیه استادان و دانشجویان برای جهش علمی کشور، وارد این میدان سرنوشت ساز شوند.
ایشان در همین زمینه، نقشه جامع علمی را ترسیم کننده منظومه علمی مورد نیاز کشور برشمردند و افزودند: باید با تکیه بر علم نافع، میان نیازهای کشور و فعالیت بخشهای مختلف علمی، هماهنگی ایجاد شود.
گسترش فرهنگ نوآوری به ظرفیت چند میلیونی استاد و دانشجو، تشکیل منظومه کامل علمی، تلاش برنامه ریزی شده برای اجرای نقشه جامع علمی و دخالت دادن «حقیقی و نه تشریفاتی» دانشگاهها در حل مسائل کشور از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب در بحث پیشرفت علمی کشور مطرح کردند.
ایشان توجه به چرخه ایده علمی تا مصرف را نیز بسیار مهم دانستند و افزودند: دولت و دانشگاهها با همکاری متقابل، روند شکل گیری ایده در ذهن نخبگان تا تبدیل آن به علم و سپس فناوری و بعد صنعت را سازمان دهی کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای پس از تبیین ابعاد نقشه دشمن برای علم زدایی از دانشگاهها به هدف دوم جبهه استکبار یعنی دین زدایی از مراکز علمی پرداختند.
ایشان خاطرنشان کردند: ملت ایران خوشبختی واقعی و امنیت حقیقی و معنوی می خواهد و تحقق این هدف بسیار مهم بدون علم و یا با علمِ بدون دین ممکن نیست بنابراین جامعه و در رأس آن دانشگاه باید به معنای حقیقی متدین باشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی برای جلوگیری از برداشت ظاهری و سطحی از تعبیر «دانشگاه متدین و دینی» تأکید کردند: دانشگاه متدین یعنی دانشگاهی که از معرفت عمیق دینی، ایمان عمیق و «باور ژرف از دین و معارف دینی» برخوردار باشد که در این زمینه نقش استادان، بسیار مهم است.
حضرت آیت الله خامنه ای دانشجویان را «زمامداران فکر و علم و آینده کشور» خواندند و خاطرنشان کردند: سلطه گران می خواهند نسل جوان دانشجو را به «بی ایمانی، ولنگاری عقیدتی و هرزه پویی ذهنی» سوق دهند که وظیفه همه بویژه استادان دانشگاههاست که با این طرح شوم، مقابله کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی دانشمندان جوان و متدین را بن بست شکنان پیشرفتهای بدست آمده برشمردند و خاطرنشان کردند: جوانان متدین ما در عرصه های صنایع دفاعی، سلولهای بنیادی، انرژی هسته ای، هوا فضا، ابررایانه ها و دیگر عرصه ها بسیار خوش درخشیده اند و با کمک دیگر دانشمندان کشور را به پیش می برند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اظهار خرسندی فراوان از دیدار با نخبگان علمی و دانشگاهی کشور، مطالب ارائه شده در این دیدار را بسیار پرمغز و سنجیده خواندند و افزودند: در میان مطالبی که در این جلسه مطرح شد، حرفهای نو و پیشنهادهای جالبی نیز وجود داشت که در مجموع نشان دهنده گرایش برگزیدگان علمی و دانشگاهی برای ارائه فکر و اندیشه است.
ایشان با اشاره به سخنان یکی از اساتید دانشگاه درخصوص خلاء نهاد آینده نگر در کشور، افزودند: هدف از برگزاری نشست های اندیشه های راهبردی، پرکردن این خلاء است و باید پیرو این نشست ها، کارهای بزرگی با همکاری اهل فکر انجام شود.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: یکی از نیازهای کنونی جامعه برگزاری جلساتی با حضور افراد برگزیده و صاحب اندیشه و طرح دیدگاهها و افکار آنان در سطح جامعه است، تا این اندیشه ها به تدریج به گفتمان عمومی جامعه تبدیل شوند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی یکی از مسائل ضروری و مهم برای جامعه دانشگاهی بویژه اساتید و همچنین حوزویان را آشنایی با واقعیات کشور و داشتن اطلاعات و تحلیل صحیح از شرایط کشور دانستند و افزودند: رسانه های دیداری و شنیداری بیگانه، حجم انبوهی از اطلاعات و تحلیل های معیوب، ناقص و غیرواقعی را پمپاژ می کنند که اگر دانشگاهیان و حوزویان، دارای اطلاعات واقعی نباشند، ممکن است تحت تأثیر این تحلیل های مسموم قرار گیرند.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی از راههای مطلع شدن دانشگاهیان از واقعیات کشور را حضور مستمر مسئولان در دانشگاهها برشمردند و تأکید کردند: مسئولان باید با مجامع دانشگاهی و اساتید محترم جلسات پرسش و پاسخ بگذارند و ضمن پذیرفتن انتقادهای دلسوزانه، از دیدگاههای صاحبنظران و نخبگان علمی نیز استفاده کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مسئولان باید انتقادهای عالمانه و سازنده و تند و تیز نخبگان را بپذیرند و آنرا مخالفت با نظام تعبیر نکنند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: حتی بسیاری از انتقادهای گزنده نیز از روی دلسوزی است و مسئولان باید قدردان نخبگان و صاحبنظرانی باشند که چنین انتقادهای دلسوزانه ای را مطرح می کنند.
ایشان در عین حال به دانشگاهیان و اساتید توصیه کردند: در انتقادها، مرز میان انتقاد سازنده و تخریب رعایت شود و سخنان به گونه ای نباشد که جدول دشمن را کامل کند و زمینه گسترش بدبینی در جامعه را فراهم آورد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی یکی دیگر از نکات ضروری برای دانشگاهیان و اساتید را آگاهی از مسائل و واقعیات منطقه و جهان بویژه تحولات اخیر منطقه دانستند و خاطرنشان کردند: تحولات کنونی در منطقه، حوادثی عظیم، بسیار مهم و تأثیرگذار است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی یکی از نتایج حوادث اخیر منطقه را، مشخص شدن نادرستی تئوریهای سیاسی و اقتصادی غربی خواندند و خاطرنشان کردند: حوادث منطقه و شرایط بداقتصادی کشورهای غربی در مجموع نشان می دهند تئوریهای سیاسی و اقتصادی غرب ناقص و عقیم است، بنابراین باید در جهت تقویت بیش از پیش فکر و اندیشه اسلامی گام برداریم.
در آغاز این دیدار، استادان و اعضای هیأتهای علمی به تشریح دیدگاههای علمی، دانشگاهی، پژوهشی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود پرداختند.
- دکتر سیدضیاءالدین تابعی – استاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز
- دکتر غلامرضا جمشیدی ها – استاد رشته تاریخ دانشگاه تهران
- دکتر حسن دانایی فرد – استاد رشته مدیریت دولتی در دانشگاه تربیت مدرس
- دکتر اشرف معینی – دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران
- دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی – استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
- دکتر حمیدرضا فرتوک زاده – دانشیار دانشگاه صنعتی مالک اشتر
- دکتر الهام امین زاده – استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
- دکتر رضا راعی – دانشیار رشته مدیریت مالی دانشگاه تهران
- دکتر سیدرضا مجدزاده – استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران
- دکتر داود پرچمی – استادیار جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی
- دکتر زین الدینی – استاد دانشگاه صنعتی اصفهان
- دکتر رنجبر – رئیس مجمع نخبگان اساتید بسیجی و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس
- دکتر علیرضا جهانگیریان – عضو هیأت علمی دانشکده هوا فضای دانشگاه صنعتی امیرکبیر
- و دکتر عبدالحمید نقره کار – دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت
مهمترین محورهای سخنان استادان دانشگاهها در دیدار با رهبر انقلاب عبارتست از:
- ارزیابی واقع بینانه از فعالیتهایی که تاکنون با عناوین مختلف برای ایجاد تحول در علوم انسانی صورت گرفته است.
- نبود فلسفه مبتنی بر مبانی دینی و بومی در برخی علوم از جمله علوم پزشکی
- طراحی¬نظام مدیریتی¬جمهوری¬اسلامی به¬عنوان چارچوب علمی¬وتخصصی¬انتخاب مدیران
- ضرورت انسجام، هم افزایی و ارتقای ظرفیت سطوح مختلف سیاست گذاری ملی
- لزوم نظریه پردازی اسلامی – ایرانی به عنوان چارچوب حل مشکلات و مسائل «ملی، منطقه ای و جهانی»
- تأسیس فرهنگستان و دانشگاههای تخصصی علوم انسانی
- تقویت کرسی های نظریه پردازی و ایجاد پژوهشگاهها و قطبهای تخصصی نظریه پردازی
- اهمیت تدوین سند تحول علوم انسانی
- تأسیس نهادی آینده نگر که بطور مستمر سیاستها و تصمیمات فعلی را براساس منافع آینده کشور ارزیابی کند
- برخورد فعال حقوقی برای پاسخگو کردن مجامع و مراکز بین المللی در قبال سیاستها و اقدامات خود
- توجه بیشتر به ظرفیت دیپلماسی عمومی در حوزه روابط بین الملل
- برنامه ریزی برای تدریس حقوق فضا همگام با پیشرفتهای کشور در بخش هوا – فضا
- بی نتیجه ماندن تحریم ها بر اثر ایستادگی هوشمندانه نظام و مردم
- بهره برداری مناسب از فرصتهای نوظهور «اجتماعی، اقتصادی و سیاسی» در منطقه و جهان در چارچوب احیای تمدن اسلامی
- فرهنگ سازی برای تبدیل گفتمان علمی به گفتمان مسلط جامعه
- توجه به نقشه جامع علمی کشور در هرگونه تصمیم گیری و سیاست گذاری
- اهمیت پارکهای علم و فناوری در جذب شرکتهای دانش بنیان
- رویکرد نهادگرایانه علمی، راه اصلی توسعه و پیشرفت
- تأسیس شبکه ابداعات و اختراعات
- پیشنهاد تأسیس صندوق ملی حمایت از اولویت های علمی و فناوری
- و توجه به سنتهای اصیل اسلامی ایرانی در معماری و شهرسازی